فايل ورد مقالات
 فايل ورد مقالات

فايل ورد مقالات


نهضت نامه هاي ابريشمي در جنگ جهاني اول


براي دريافت اينجا كليك كنيد

نهضت نامه هاي ابريشمي در جنگ جهاني اول داراي 18 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد نهضت نامه هاي ابريشمي در جنگ جهاني اول كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراكز دولتي مي باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي نهضت نامه هاي ابريشمي در جنگ جهاني اول،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن نهضت نامه هاي ابريشمي در جنگ جهاني اول :


سال انتشار : 1392

نام كنفرانس، همايش يا نشريه : فصلنامه مطالعات شبه قاره

تعداد صفحات : 18

نهضت نامه هاي ابريشمي، حركتي سياسي و مذهبي بود كه به وسيله شخصي به نام محمود الحسن ديوبندي مشهور به شيخ الهندي بر ضد انگليسي ها در هندوستان و شبه قاره صورت پذيرفت كه دامنه آن تا افغانستان و ايران كشيده شد. وي تحت تاثير افكار سلف گرايانه رهبران مدرسه ديوبند هند قرار داشت و چون مكاتبات و نامه هاي رهبران اين حركت، بر روي پارچه هايي از جنس ابريشم نوشته مي شد، اين جنبش به نام نهضت نامه هاي ابريشمي ناميده شده است. اين حركت در جنگ جهاني اول با تاثير پذيري از اتحاد عثمانيان و آلماني ها، فعاليت هايي را به نفع آلماني ها و عليه منافع بريتانيا در منطقه خاورميانه و هند انجام داد و عاقبت با كشف برخي از نامه هاي آنان توسط ماموران اداره اطلاعات پنجاب وابسته به سازمان مخفي انگليس، فعاليت هاي آنان فاش و ضربه هايي بر آنان وارد گرديد.روش پژوهش تاريخي با تكيه بر منابع و متون تاريخي است كه بيشتر بر منابع انگليسي و نوشته هاي محققان پاكستاني و هندي و برخي از منابع محلي ايراني كه محققان بلوچ نوشته اند، متكي است. مهمترين نتيجه اين پژوهش، تاثيري است كه مسلمانان از شورش بزرگ هند گرفتند و باعث جنبشي ضد انگليسي با گرايش هاي ديني گرديد. اين جنبش اعتراضات هند را در سرزمين هاي ديگر گستراند و آن را با نارضايتي هاي عراق و عثماني پيوند داد و با آغاز حركت هاي متحدين يكي از عوامل پيوند مسلمانان شبه قاره هند با عثماني و تاثير پذيري آنان از فتواي علماي عثماني شد.
كليد واژه: هندوستان، ايران، بلوچستان، نهضت نامه هاي ابريشمي، آلمان ها، انگليسي ها


دانلود اين فايل


براي دريافت اينجا كليك كنيد


بازدید : | ۱ آبان ۱۳۹۶ | نظرات (0) | ادامه مطلب ...

بررسي قابليت هضم ماده خشك و درصد پروتئين و درصد علوفه سه رقم سورگوم علوفه اي در زمان هاي مختلف برداش


براي دريافت اينجا كليك كنيد

بررسي قابليت هضم ماده خشك و درصد پروتئين و درصد علوفه سه رقم سورگوم علوفه اي در زمان هاي مختلف برداشت داراي 10 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد بررسي قابليت هضم ماده خشك و درصد پروتئين و درصد علوفه سه رقم سورگوم علوفه اي در زمان هاي مختلف برداشت كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراكز دولتي مي باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي بررسي قابليت هضم ماده خشك و درصد پروتئين و درصد علوفه سه رقم سورگوم علوفه اي در زمان هاي مختلف برداشت،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن بررسي قابليت هضم ماده خشك و درصد پروتئين و درصد علوفه سه رقم سورگوم علوفه اي در زمان هاي مختلف برداشت :


سال انتشار : 1383

نام كنفرانس، همايش يا نشريه : علوم كشاورزي ايران

تعداد صفحات : 10

به منظور بررسي ارزش غذايي سه رقم سورگوم علوفه اي در زمانهاي مختلف برداشت آزمايشي در قالب يك طرح بلوكهاي كامل تصادفي بصورت روش فاكتوريل در4 تكرارشامل 15 تيمار (سه رقم توده محلي قلمي طبسي، رقم F1104 و رقم (Speed Feed X پنج تاريخ برداشت (شروع گلدهي، يك هفته، دو هفته، سه هفته و چهار هفته بعد از شروع گلدهي) در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي مشهد انجام شد. در اين آزمايش صفاتي از جمله ارتفاع بوته، تعداد پنجه درهر بوته، عملكرد ماده خشك، اجزا عملكرد علوفه (شامل ساقه برگ و گل) قابليت هضم ماده خشك (in virto) و درصد پروتئين علوفه مورد مطالعه قرار گرفتند. نتايج حاصله نشان داد كه ارقام تحت بررسي از نظر ارتفاع تعداد پنجه درصد ساقه د رصد پروتئين خام و درصد برگ كاهش (از 30.7 به 16.4 درصد) و درصد ساقه وگل (به ترتيب از 67.5 به 76.7 و 1.8 به 6.9 درصد) افزايش يافت. درصد پروتئين خام با گذشت زمان كاهش يافت (از 7.62 به 6.44 درصد) و اين كاهش بويژه بعد از دو هفته اول معني دار بود ولي از نظر آماري با تاخير در زمان برداشت درچين اول، تفاوت معني داري در قابليت هضم ماده خشك مشاهده نشد. در طول دوره رشد (مجموع چين اول و دوم) ارقام F1104 و قلمي طبسي داراي كمترين (به ترتيب 5.5 و 5.7 تن درهكتار) و رقم Speed Feed داراي بيشترين عملكرد ماده خشك قابل هضم بودند (6.7 تن درهكتار). مدل برازش داده شده نشان داد كه ارتفاع تعداد پنجه و درصد برگ درماده خشك متغيرهاي اصل كنترل كننده قابليت هضم ماده خشك در ارقام سورگوم تحت بررسي بودند.
كليد واژه: سورگوم علوفه اي، قابليت هضم، پروتيئن خام، زمانهاي برداشت


دانلود اين فايل


براي دريافت اينجا كليك كنيد


بازدید : | ۱ آبان ۱۳۹۶ | نظرات (0) | ادامه مطلب ...

ارزيابي ژئومورفولوژيكي توسعه شهري و آسيب پذيري ناشي از زمين لغزش در دامنه هاي كوهستاني كلان شهر تهرا


براي دريافت اينجا كليك كنيد

ارزيابي ژئومورفولوژيكي توسعه شهري و آسيب پذيري ناشي از زمين لغزش در دامنه هاي كوهستاني كلان شهر تهران داراي 19 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد ارزيابي ژئومورفولوژيكي توسعه شهري و آسيب پذيري ناشي از زمين لغزش در دامنه هاي كوهستاني كلان شهر تهران كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراكز دولتي مي باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي ارزيابي ژئومورفولوژيكي توسعه شهري و آسيب پذيري ناشي از زمين لغزش در دامنه هاي كوهستاني كلان شهر تهران،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن ارزيابي ژئومورفولوژيكي توسعه شهري و آسيب پذيري ناشي از زمين لغزش در دامنه هاي كوهستاني كلان شهر تهران :


سال انتشار : 1388

نام كنفرانس، همايش يا نشريه : پژوهشهاي جغرافياي طبيعي (پژوهش هاي جغرافيايي)

تعداد صفحات : 19

موضوعات مربوط به مطالعات ژئومورفولوژيكي از منظر ارزيابي در كلان شهر تهران كه طي نيم قرن گذشته شرح و بسط يافته، متعدد است. تحليل آسيب پذيري ناشي از زمين لغزش ها در تعامل با توسعه شهري در دامنه هاي كوهستاني، بخشي از اين موضوعات به شمار مي آيد. يكي از راهكارهاي مهم براي كاهش خسارت هاي ناشي از وقوع زمين لغزش (به جز پايدارسازي مناطق ناپايدار) دوري جستن از اين مناطق است. در مقاله حاضر به منظور تعيين پهنه هاي مخاطره آميز، نقشه پهنه بندي خطر زمين لغزش در حوضه هاي كوهستاني شهر با استفاده از مدل شاخص زمين لغزش (LIM) تهيه شد. به كمك بازديدهاي ميداني و استفاده از تجربه متخصصان، از 8 عامل سنگ شناسي، ارتفاع، شيب دامنه ها، جهت دامنه ها، ميانگين بارش هاي سالانه، حداكثر بارش 24 ساعته (شديد)، فاصله از گسل ها، و فاصله از شبكه زهكشي، به عنوان عوامل موثر در وقوع زمين لغزش هاي منطقه استفاده شد. با انطباق نقشه نهايي به پهنه بندي خطر زمين لغزش حاصل از مدل فوق و نقشه مناطق شهري در حوضه هاي كوهستاني، مناطق شهرسازي شده به پهنه هاي با خطر كم و بسيار كم مجزا شد و اين محدوده با حريم فعلي كلان شهر تهران مقايسه گرديد. روش تحقيق بر پايه روش تحليلي استوار است. ابزار اصلي پژوهش حاضر، سامانه اطلاعات جغرافيايي (GIS) است. نتايج به دست آمده، نشان مي دهد كه برخي از محدوده هاي كوهستاني كلان شهر تهران مستعد حركات لغزشي با خطر متوسط به بالا هستند. در زمان حاضر حدود 875 هكتار (معادل 17.3 درصد) از مناطق مسكوني محدوده هاي كوهستاني شهر در پهنه هاي با خطر متوسط به بالا توسعه يافته اند، كه در نتيجه آن نيز خساراتي به برخي از واحدهاي مسكوني وارد شده است. همچنين مقايسه خط حريم فعلي شهر تهران (به ويژه در قسمت هاي مياني آن) با مرز پهنه هاي كم خطر و پرخطر (خطر متوسط به بالا) نشان داد كه اين دو خط انطباق خوبي با يكديگر ندارند.
كليد واژه: ژئومورفولوژي، توسعه شهري، آسيب پذيري، زمين لغزش، كلان شهر، شهر تهران، مدل شاخص زمين لغزش


دانلود اين فايل


براي دريافت اينجا كليك كنيد


بازدید : | ۱ آبان ۱۳۹۶ | نظرات (0) | ادامه مطلب ...

مقاله چاپ نقش روي پارچه در ايران


براي دريافت اينجا كليك كنيد

مقاله چاپ نقش روي پارچه در ايران داراي 91 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله چاپ نقش روي پارچه در ايران كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله چاپ نقش روي پارچه در ايران،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله چاپ نقش روي پارچه در ايران :

چاپ نقش روي پارچه در ايران

فهرست:
مقدمه
چاپ نقش روي پارچه
پارچه
چاپ
تاريخچه قلمكار سازي
چاپ كلاقه اي
چاب باتيك در بين هنرمندان آذربايجان
چاپ استينسيل

چاپ قلمكار
نقش آفريني روي پارچه
نقاشيهاي روي پارچه دوره هخامنشي
تاريخچه چاپ نقش روي پارچه در ايران

مقدمه
هنر ايران درختي كهن است كه ريشه در ژرفاي خاك كوير و شاخه تا بلندي البرز و سايه بر سر مردمي دارد كه پيوند خود با او نه بريده و نه كاسته اند .مردمي كه با هنر به دنيا آمده و در كنار آن زندگي مي كنند .چاپ پارچه تجسمي زنده از فرهنگ و هنر اين سرزمين دارد .

در ادوار مختلف تاريخ و نشانه هاي فرهنگ عميق و پر قدرتي است كه نه تنها در مقابل هجوم اقوام مختلف مقاومت كرده ، بلكه توانسته فرهنگهاي تحميلي بيگانه را در خود حل نموده و به آن سيمايي ايراني ببخشد .

براستي مردم ايران درباره هنر چه ميدانند جز اينكه به حضور دائم آن در كنار خود عادت كرده اند و چگونه ميتوان براي مردم در مورد مسئله اي كه كه به آن آشنا هستند صحبت كرد .
براي تحقيقاتي كه به ما داده شده بود به مراكز گوناگوني رفتيم تا بتوانيم قسمتي از هنري كه شايد كه فقط با اسم آن آشنا هستيم شناختي كامل ،

كه نه شناختي سطحي داشته باشيم زيرا صنايع دستي اين مرز و بوم داراي تنوع و ظرافتهاي بسيار است كه ما در پيچ و خم ظرافتهاي آن به دنبال يافتن ناشناخته هاي اين هنر زيبا ميباشيم تا گوشه اي از تمدن ايران باستان را تداعي كنيم .

اميد است با اين كار يا بنيانگذاران اين هنر را زنده نگهداريم و براي ماندگاري اين صنايع در فرهنگ ايران تلاش كنيم .

چاپ پارچه و چاپ سنتي
توليد طرحهاي رنگي ونقوش روي پارچه به وسيله باسمه يا قالب ظاهرا در سده چهارم بيش از مسيح در هند بوجود آمده است. در كارنامه هاي چيني نوشته شده است كه پارچه هاي چاپي از سال 140 پيش از مسيح از هند به چين آورده شد. در زبــان فارسي واژه چيت به معني پارچه هاي چاپي است واين واژه در اصل هندي است. استرابوStrabo مورخ رومي در اولين سالهاي پس از ميلاد مسيح نوشته است كه در زمان وي پارچه هاي چاپي از هند به اسكندريه ميرفت.

كشفياتي كه در آثار باستاني مصر شده نشان مي دهد كه چيت تا سده چهاردهم به بازارهاي آنجا وارد مي شده است. در دوره ساسانيان چاپ روي پارچه در ايران يافت وروشهاي نويني در تزيين پارچه هاي ابريشمي وكتاني وابريشمي ابداع گرديد.

نخستين پارچه هاي چاپي در شمال اروپا از گورسنت كاســاريوس اهل آرلس St. Caesarius Arles(در حـــدود 543 ميــلادي)
بدست آمده است. اين پارچه ها به سبك شرقي درست شده بود. بالاخره وقتي چاپ باسمه اي پارچه در اروپــــا متداول شد، روش آن با شرق فرق داشت.

چيتساز اروپاي قرون وسطي يعني از سده سيزدهم به بعد، ماده رنگي را كه با چسب ويژه اي آميخته كرده بود از قالبهاي خود به پارچه منتقل مي كرد وفقط روي آن نقش مي بست. از سوي ديگر چيت سازي مشرقي رنگهاي واقعي كه تمام الياف وپود پارچه را رنگ مي كند به كار مي برد.

چاپ عبارت است از رنگرزي در قسمتهايي از پارچه وفرق آن با رنگرزي اين است كه در رنگرزي تمام قسمتهاي پارچه همرنگ مي شود ولي در چاپ مي توان با استفاده از يك يا تعدادي رنگ روي روي زمينه سفيد يا رنگ شده طرح دلخواه را بوجود آورد از حدود اوايل قرن هفتم هجري قمري ومزمان با هجوم مغولها يه ايران راه يافتند ودر گذشته اصفهان، شيراز ،

بروجرد، همدان، رشت، كاشان، نخجوان، يزد، سمنان، گناباد، نجف آباد، روستاهاي فارسان، گزبرخوار، خورزرق، برخوار، لنجان، سبره و; جزو مراكز مهم قلمكــار به شمار ممي رفتند واز نظر اهميت پارچه هاي قلمكار بروجردي در درجه اول قرار داشته است. .

قلمكار:
قلمكار به نوعي پارچه چاپ شده به وسيله قالبهاي چوبي اخلاق مي شود ووجه را از شيوه توليد آغازين خود وام گرفته وهم اينكه به گونه اي گسترده در اصفهان وبه شكلي محدودتر در مشهد ودامغان هنوز رونق ورواجي دارد. از حدود اوايل قرن هفتم هجري قمري ومزمان با هجوم مغولها يه ايران راه يافتند ودر گذشته اصفهان، شيراز ، بروجرد، همدان، رشت، كاشان، نخجوان، يزد، سمنان، گناباد، نجف آباد، روستاهاي فارسان، گزبرخوار، خورزرق، برخوار، لنجان، سبره و; جزو مراكز مهم قلمكـــار به شمار ممي رفتند واز نظر اهميت پارچه هاي قلمكار بروجردي در درجه اول قرار داشته است.

قلمكار به نوعي پارچه چاپ شده به وسيله قالبهاي چوبي اخلاق مي شود ووجه را از شيوه توليد آغازين خود وام گرفته وهم اينكه به گونه اي گسترده در اصفهان وبه شكلي محدودتر در مشهد ودامغان هنوز رونق ورواجي دارد

نحوه ابتدايي قلمكار شكل بوده كه از ابتدا با قلم روي پارچه هاي پنبه اي ( واحتمالا ابريشمي) طرحهاي مورد نظر را نقاشي نموده وسپس با مواد شيميايي ويژه اي نسبت به تسبيت رنگها اقلام مي كرده اند.

ليكن به دليل فقدان هماهنگي لازم بين نقوش ونيز از آنجا كه اين كار مستلزم صرف وقت فراواني بود تكامل تدريجي قلمكار سازي باعث شد تا براي دسترسي به توليد بيشتر ونيز ايجاد هماهنگي ويكنواختي نقوش استفاده از مهرهاي چوبي جايگزين استفاده از قلم مي شود وجهت فراهم آمدن

امكان استفاده عمومي از پارچه هاي قلمكار هايي بر روي كتان، چلوار، كرباس وساير انواع پارچه نيز رواج يابد وتحقيقا مي توان فاصله ي اوايل قرن دهم هجري قمري ( حدود 1502 ميلادي) تا اواسط قرن دوازدهم هجري قمري ( حدود 1722 ميلادي) از اوج قلمكار سازي وروز كار اعتلاي هنر وصنعت قلمكار سازان كشور به حساب آورد. چه آنكه در فاصله سالهاي ياد شده تقريبا اكثر مردم كشور مصرف كننده

پارچه هاي قلمكار بودند وضمن استفاده از اين پارچه جهت تهيه انواع پوشاك به عنوان پرده سفره، پوش، سجاده، رويه لحاف، بقچه، سوزني حمام، قطيغه، رويه پشتي، دستمال وكتيبه هايي براي تزئين مجالس سوگواري نيز از آن استفاده مي كردند وبخشي از توليدات نيز به خــــارج از كشور صــــــادر مي شود

امروز سه روش كه مي توان جدا جدا وبا تواما به كار برد وجود دارد:
باسمه كار روي پارچه را، با آميخته اي از خمير كتيرا ويــا موم، مهر( باسمه) مي زند. آنگاه پارچه را رنگ مي زند؛ قسمت مهر شده آن سفيد وبدون رنگ مي ماند. سپس اين مهر را مي شويند وبا رنگ ديگر همين كار را تكرار مي كنند، گاهي رنگها، قسمتي روي هم قرار مي گيرند بدين ترتيب نقشهاي گوناگوني پديد مي آيد. اين روش در ايران متداول بوده وهنوز هم براي بعضي از طرحها از آن استفاده مي كنند.
باسمه كار، دندانه رنگ مانند زاج، كات يا صمغ گياهي روي پارچه مي زند. وقتي پارچه را با بعضي از مواد رنگ كنند رنگ روي اين قسمت از مهر اثر كرده وثابت مي شود و وقتي پارچه را بشويند رنگ قسمتهاي ديگر شسته شده واز بين مي رود فقط اين قسمت باقي مي ماند. اين روش مهمترين روشهاست وتا امروز هم به سبب دو رنگي كه ضمن چاپ چيت باقي مي ماند در ايران موسوم است.
باسمه كار رنگ را مستقيما روي پارچه مهر ( باسمه) مي كند. پاره اي از رنگهاي قديم را مي توان به اين شكل به كار برد، وهمچنين تعدادي از رنگهاي مصنوعي امروز را نيز مي توان مستقيما به كار برد وپيشه ور ايراني اين نوع رنگها را براي دو رنگ ديگر به كار مي برد.
بيشتر چيتسازان ايران قالبساز استخدام مي كنند ويا با قالبسازها كه قالب را براي هر نقش تعمير وآماده مي كنند همكاري دارند.

روشي كه امروزه بيشتر چيتسازان ( قلمكارا سازان) اصفهان، كاشان و يزد به كار مي برند باسمه چهار رنگ ناميده مي شود. نقشه را به دقت به قطعاتي تقسيم مي كنند مثل قطعه ميانه، حاشيه، گوشه وغيره ، تا اينكه قلمكار بتواند اندازه قالبها را كوچك بگيرد. وچون تمام قسمتها به چهار رنگ مشكي، قرمز . آبي و زرد رنگ مي شود براي هر قسمتي بايد چهار قالب درست شود .

براي تهيه قلمكار نقوش مورد نظر به تفكيك رنگ و حداكثر چهار رنگ بر روي چوبهايي مانند چوب گلابي و زالزالك تراشيده ميشود و سپس به شرح جدول زير رنگهاي مورد نظر مصرف تهيه كننده مي گردد.

رنگ نوع و مقدار مواد رنگرزي مصرفي
مشكي پوست انار 12كيلو – زاج سياه 300گرم – روغن كرچك 200گرم – كتيرا 800گرم – زنگ آهن (1)
قرمز زاج سفيد از سولفات آلومينيوم 200گرم – روغن كنجد 25گرم – كتيرا 50گرم – گل سرخ 25گرم (2)

آبي نيل پرطاووس 50گرم (3)- نيل نخودي 50گرم – روغن گليسيرين 15گرم – جوهر گوگرد 3گرم – كتيرا50گرم – شيره انگور 200گرم
سبز اسپرك 200گرم – زاج سفيد 50گرم- نيل پرطاووس 50گرم – روغن گليسيرين 15گرم- كتيرا 50گرم زرد- چوبه 5گرم
زرد پوست انار 300گرم (4)- زاج سفيد 25گرم – كتيرا 50گرم زرد- چوبه 5گرم

لازم به تذكر است روغن هايي كه براي ساخت انواع رنگها مورد استفاده قرار مي گيرد فقط در اينجا محيط رنگرزي مناسب دخالت داشته ومانع از خشك شدن رنگ در داخل شيارهاي قالب مي شوند وامكان عمر طولاني تري براي قالب را فراهم مي سازند واز كتيرا نيز معمولا جهت ايجاد غلظت مطلوب رنگ استفاده مي شود وشيوه عمل آوردن آن چنان است كه كتيرا را در مدت 10 روز در آب خيسانده ومايع حاصله را صاف نموده وسپس همراه با ساير مواد تشكيل دهنده هر رنگ مورد استفاده قرار مي دهند. .

پارچه:
براي آماده سازي پارچه جهت رنگرزي اين چاپ ابتدا آن را مدتي در آب روان وفراوان شستشو داد تا آهار ومواد زائد موجود در پارچه از آن خارج گردد.
چنين پارچه اي نيازمند سفيد گري نيز هست وبه همين جهت لازم است پس از شستشو بر روي زمين شني پهن ومرتبا يوسيله اي بر روي آن آب پاشيده شود تا پس از مدتي بر اثر تابش نور خورشيد به رنگ كاملا سفيد در آيد. گاهي نيز قلمكار سازان ترجيح مي دهند زمينه پارچه بر رنگ زرد درآورند وبراي اين كار معمولا پارچه شسته شده را در تغارهاي مخصوص كه محتوي محلول گرد پوست انار وهليله با آب است فرو مي روند وبه اين ترتيب به آن رنگ زمينه زرد مي دهند.

در مرحله توليد استاد قالب را ابتدا به رنگ سياه اغشته نموده ودر آن را در نقطه مورد نظر بر روي پارچه مي نشاند وبا ضربه مشت باعث انتقال نقش از روي قالب بر روي پارچه مي شود. سپس رنگ قرمز به شيوه فوق الذكر چاپ وبعد از خشك شدن رنگ پارچه شستشو داده مي شود تا رنگهاي اضافي از آن خارج شود .

براي تثبيت رنگهاي قلمكار به ازاي هر 1000 متر پارچه مقدار 12 كيلوگرم پوست انار سائيده وحدود 90 كيلو مغز روناس را در داخل پاتيلي كه در حال جوش است ريخته وآن را هم مي زنند تا كاملا مخلوط شود .‌آنگاه پارچه هايي كه رنگ آميزي وشستشو شده داخل پاتيل ريخته وكم كان عمل حرارت دادن ادامه مي يابد.

نحوه جوشاندن پارچه هاي قلمكار به اين صورت است كه پارچه ها قطعه قطعه داخل شده وبه وسيله چوب هاي بلند زيرورو مي شود تا محلول حاصل در كليه نقاط پارچه نفوذ كند وبعد از اتمام كار پارچه ها را مجددا قطعه قطعه خارج نموده ودر شرايطي كه عمل تثبيت رنگ خاتمه يافته مجددا پارچه شستشو داده مي شود وبر روي شن پهن ومرتبا روي آن آب پاشيده مي شود تا زمينه كرم پارچه سفيد شود .

چاپ چيت يا قلمكار شامل مراحل زير است :
الف – پارچه اي كه به كار برده مي شود كرباس دست بافت است. اگر قسمتي از طرح رنگي باشد همانطور كه قبلا گفتيم كه زمينه نقش بايد زرد باشد نه سقيد‌، در ان صورت كرباس را در محلول پوست انــــار مي جوشانند سپس آن را آب كشيده خشك مي كنند .

ب- قلمكار ساز چيت خشك را به صورت توپ روي ميز كارش كه تخته كوتاهي است مي گذارد. يك تكه از چيت را مي كشد وروي تخته پهن مي كند، نخستين قالب چاپ را بر مي دارد، و از يك قدح كه كنار او است آن را با كات آهن مرطوب مي كند .

قدري كتيرا به اين دندانه اضافه كرده اند كه ضمن چــــاپ شره نكند ( ندود) . يك تكه پارچه ( شال) روي قدح رنگ كشيده اند ودوره آن را با نخ طوري بسته اند كه پارچه با دندانه تماس پيدا مي كند، و بدين ترتيب قلمكار ساز هميشه مقدار معيني رنگ خواهد داشت. قالب مرطوب را روي چيت گذاشته وبا دست چپ خود آن را فشار مي دهد ودست راست را به عنوان چكش به كار مي برد ويك ضربه روي قالب مي زند. البته براي اينكه دستش آسيب نبيند پارچه پشمي يا نمد را چند لا كرده دست خود را با آن مي پوشاند.

اين پارچه يا نمد را ترم مي گويند. بار ديگر قالب را مرطوب كرده و دوباره آن را روي پارچه مي گذارد ودقت مي كند كه لبه قالب روي خال دفعه قبل بيفتد وهمين گونه كار را ادامه ميدهد.
ج- پس از اينكه چاپ تمام قالبهاي سياه ( مشكي) را كامل كرد قالب مرطوب به دندانه قرمز را به همان طريق پيش گفته در محلهاي معين ميزند وباز دقت مي كند كه چاپ روي خالهاي قبلي باشد ( تصوير 315‌) .

د- وقتي كه تمام توپ پارچه دندانه رنگ قرمز وسياه خورد ، همهان را به رنگرز خانه مي برد ودر محلول جوشان روناس فرو مي برد. در همان حمام اول خطوط مرطوب به قالب كات آهن ، سياه وخطوط مرطوب به قالب زاج سفيد، قرمز مي گردند. در شستشوهاي بعدي محلول اضافي روناس پاك شده پارچه را در آفتاب خشك كرده و دوباره به قلم كار ساز مي فرستند

( در اصفهان پارچه را در كنار زاينده رود مي شويند تصوير 316 ).
ه- رنگ نيلي را قالب ابي از ظرف رنگ به همان طريق پيش گفته برداشته ورنگ سوم را به كار مي برد.
و- آخرين مرحله چاپ چيت ، مهر زدن رنگ زرد است كه به شكل رنگ آبي انجام مي گيرد وبدين نحو عمل قلمكاري تمام مي شود.

ز- پارچه را بار ديگر به رنگرز خانه مي برند ودر آنجــــــا در آب مي جوشانند تا رنگ آن ظاهر شود و وقتي در آفتاب پهن مي كنند رنگ آن كامل مي شود.
روش ديگري كه براي بدست آوردن رنگ زرد زمينه كه در بند الف گفتيم موسوم است از اين قرار است : 20 تا 30 پارچه چيت رنگ شده را پس از خيساندن روي زمين پهن مي كنند، وهر كدام را روي ديگري قرار مي دهند و روي هر كدام را قدري گرد پوست انار نرم مي ريزند

بعد ديگري را روي آن مي گذارند آنگاه كمي آب روي آن مي پاشند وچندين ساعت به ان دست نمي زنند . پس از اينكه آنها را آب كشيدند در افتاب خشك مي كنند. اين اقدام براي ثبوت رنگ بسيار سودمند است. در مراكز قلمكاري اصفهان وكاشان ويزد كه از هر طرح ونقشه‌، در يك زمان به مقدار انبوه توليد مي كنند ، چيتسازان دسته دسته كار مي كنند‌، هر دسته يك رنگ را چاپ مي كند وبراي رنگ بعدي آن را به دسته ديگري مي دهند.

چگونگي چاپ باتيك: چاپ كلاقه اي ( باتيك):
باتيك عبارتند از هنري دستي است كه در جنوب شرقي هندوستان ، اروپا وقسمتي از آفريقا تهيه مي شود ونوعي از آن كه به كلاقه اي معروف است بيشتر در روستا هاي اطراف وبه ويژه در مناطق روستايي اسكو كهنمو اسكندان ، ديزج، وبا ويل روادارد.

باتيك و است جاوه ( يكي از جزاير كشور اندونزي ) كه در فرهنگ نفيسي حصار وضريح معنا شده و عوام آن را كلاغي .كلاقي وكلاقه اي مي خوانند ومي نويسند ودر پاره اي از نقاط نيز ( قنوز) كه معادل اذري ابريشم اشت تلفظ مي شود و وجـــــــه آن است كه چون در گذشته هاي دور معمولا قسمتهايي از پارچه را كه قرار بود رنگ آميزي شود

به اشكال خاصي گره زده يا مي دوختند وسپس مبادرت به رنگرزي مي كردند . طبيعتا چون رنگ نمي توانست در قسمتهاي گره خورده يا دوخته شده نفوذ كند‌ ، پس از پايان عمليات رنگرزي وباز شدن گره ها ونقاط دوخته شده قسمتهايي كه رنگ را جذب نكرده بود حالتي نگاتيو در متن رنگي به خود مي گرفت وبازار آنجا كه معمولا فقط از يك رنگ وبيشتر رنگ سياه استفاده مي شود اين نقوش تصادفي حالت پر كلاغ را به ذهن تداعي مي كرد وبه همين جهت نيز براي متمايز ومشخص شدن از ساير منسوجات رنگرزي شده كلاني خوانده مي شود.

باتيك كه بيشتر به پارچه هاي با چاپ مقاوم در برابر نور. حرارت ، رطوبت ، وساير عوامل جوي اطلاق مي شود اصالتا هنري چيني است وبيش از 2000 سال از عمر آن مي گذرد ودر حال حاضر علاوه بر ايران به صورت هنري ملي در بخشي از كشورهاي جنوب و شرق اسيا رواج دارد ومعمولا صنعتگران از ابزار وادواتي بسيار ساده وابتدايي استفاده مي كنند.

يافته هاي باستان شناسي موجود در موزه هاي ايران و ساير كشورهاي جهان گواه توليد پارچه هايي با چاپ باتيك را مشخص كرد. اين نگفته قطعي به نظر مي رسد كه تزئين پارچه به وسيله هنر صنعت باتيك از سالهاي بسيار دور وحتي قبل از كشف ساير شيوه هاي رنگرزي رواج داشته وكساني بوده اند كه با كمك وسايل ساده اي مهنند مهرها وقالبهاي چوبي ، البسه وساير پارچه هاي مورد مصرف عامه را با رنگ هاي متنوع گياهي مي كرده اند.

اين شيوه هاي چاپ تدريجا به وسيله اقوام ابتدايي كشور اندونزي تكامل يافته وبا كشف گياهاني كه عصاره آنها مانع نفوذ رنگ در پارچه مي شود تحول جديدي در اين هنر صنعت پديد آمده به اين طريق صنعتگران برگ موز را در محلول سود سوز حل كرده ومايع چسباندگي را كه بدست مي آمده با ماسه نرم يا خاك رس مخلوط نموده و‌آنگاه به وسيله قلمهاي مخصوص يا ابزار ديگري از اين ماده مقاوم به عنوان جوهر استفاده ونقوش دلخواه را بر روي ابريشم خام نقاشي مي كرده ان

واز آنجا كه پس از رنگ آميزي وشستشوي پارچه نقاطي كه قبلا به وسيله ماده مقاوم پوشانده شده بود سفيد باقي مي ماند . چنانچه صنعتگران قصد رنگ آميزي قسمت هاي سفيد يا چند رنگ كردن پارچه را داشت مجددا قسمتهاي رنگ آميزي شده را با ماده مقاوم پوشانده ومبادرت به رنگ آميزي دوباره يا چند باره آن مي كرد و با تكرار اين عمل پارچه نقش هاي رنگين متنوعي به خود مي گرفت .

پارچه
پارچه لايه اي نرمش‌پذير است كه از شبكه‌اي از نخ ها و يا الياف طبيعي يا مصنوعي تشكيل شده است. كه نوع نخ ها و يا الياف و ساختار و نحوه قرار گيري انها در كنار يكديگر ساختمان پارچه و خصوصيات فيزيكي آن را بوجود مي آورد.[1] پارچه را از روشهاي بافت تاري-پودي، بافت حلقوي(كش‌بافي يا قلاب ‌بافي)، روشهاي بي بافت، گره زدن توليد مي شود.

پارچه‌ها از نظر مواد بكار رفته انواع گوناگون دارند از جمله پنبه‌اي(نخي)، پشمي، ابريشمي . غيره. به بخشي از بازار كه پارچه‌فروشي‌ها در آن قرار دارند بازار بزازها گفته مي‌شود.[2]

انواع پارچه
• چيت (= پارچه‌ي پنبه‌اي و نقش داري كه بيشتر مزين به نقش گل‌هاي كوچك و بزرگ بود)
• چلوار (= پارچه‌ي پنبه‌اي سفيد و آهار دار و بسيار پر مصرفي كه از آن پيراهن و زيرجامه و ملحفه و روبالشي تهيه مي‌كردند)

• كرباس (= كرباس يا كرپاس ، پارچه‌ي پنبه‌اي سفيد و درشت بافت كه غالباً زنان و مردان روستايي از آن جامه مي‌ساختند و براي كفن نيز به كار مي‌رفت)
• متقال (= پارچه‌ي پنبه‌اي سفيد شبيه به كرباس اما از آن لطيف تر) *كتان (= پارچه‌اي كه از الياف ساقه‌ي كتان ساخته مي‌شود. كتان گياه علفي يكساله‌اي است داراي برگ‌هاي سبز مات و ساقه‌ي متشكل از الياف نرم و بلند. از اين الياف نخ كتاني هم به دست مي‌آورند)

• مخمل (= پارچه‌اي نخي يا ابريشمي كه يك روي آن صاف و روي ديگر داراي پرزهاي لطيف و نزديك به هم و به يك سو خوابيده است)
• حرير (= پارچه‌ي ابريشمي نازك) وال، تور ، فاستوني
• ململ (= نوعي پارچه‌ي نخي لطيف و نازك و سفيد)

• ماهوت (= پارچه‌اي ضخيم تمام پشم ، نرم ، كمي براق ، با سطح پرز دار)
• كريشه (پارچه‌ي سبك نخي داراي گل‌هاي برجسته)
• كلوكه (= پارچه‌ي نخي كه بيشتر براي چادر مشكي بكار مي‌رفت)
• كرپدوشين (= يا كربدوشين پارچه‌اي از خانواده‌ي كرپ كه از ابريشم خام بافته مي‌شد)

• آغبانو (= پارچه‌اي نازك و پنبه‌اي كه بيشتر براي چارقد و چادر به مصرف مي‌رسيد)
• گاواردين (= نوعي پارچه‌ي معتبر و مرغوب انگليسي كه بيشتر به مصرف كت و شلوار مردانه مي‌رسد)

• دبيت (= پارچه‌اي نخي كه بيشتر آستر لباس و رويه‌ي لحاف مي‌شد و نوع علي اكبري آن از همه مرغوب تر بود.حاج علي اكبر شخصي بود كه دبيت را به كارخانه‌هاي دبيت بافي لندن سفارش مي‌داد)

• مخمل‌هاي كاشان
• زربفت‌هاي يزد (= زربفت‌هايي كه به دست زنان زردشتي يزد بافته مي‌شد) *بورسا (= بروسا يكي از بنادر معروف تركيه است كه محصولات ابريشمي آن شهرت جهاني داشت)
• شال‌هاي كشمير (= اين شال‌ها را به تقليد از شال‌هاي كشمير با پشم شتر در كرمان مي‌بافتند)

• پارچه‌هاي زري دوزي شده‌ي اصفهان
• قدك نخي قزوين
• عباي لار.
چاپ
چاپ فن قرار دادن نوشته و تصوير، معمولاً به وسيله مركب، بر روي كاغذ يا ديگر سطوح است.
چاپ امروزه فرآيندي انبوه صنعتي است و بخش اساسي صنعت نشر و بخشي مهم از فعاليت‌هاي اداري و حكومتي است.

واژه «چاپ» (و صورت قديمي‌تر آن «چهاپ») را به احتمال برگرفته از واژه چيني چاو دانسته‌اند.
انواع چاپ
چاپ انواع مختلفي دارد كه متناسب با آنچه كه قرار است چاپ شود و آنچه كه بر آن قرار است چاپ شود انتخاب مي گردد. مهم ترين اين روش هاي عبارت‌اند از:
• چاپ افست: عمدتاً براي انتشارات، تبليغات

• چاپ فلكسو: عمدتاً براي بسته بندي
• چاپ هليوگراور: عمدتاً براي بسته بندي
• چاپ سيلك اسكرين: عمدتاً براي تبليغات چاپهاي تفكيكي
• چاپ ديجيتال: براي همه مصارف، تبليغاتي و اداري در تيراژ پايين

قديمي ترين مدرك مربوط به چاپ پارچه را از نقش ديواره هاي مقابر مصري مربوط به دو هزار هزار و صد سال ق.م بدست آورده اند و كهن ترين نشانه هاي موجود كه از ساختن قالبهاي شبيه قالبهاي قلمكار حكايت دارد نيز در همين زمان با پارچه هاي باز يافته از قبور ” سكاها” مكشوفه در سرزمين مصر است.

قديمي ترين قالبهاي تراشيده شده از سنگ همراه با آثار سفالي سده هاي چهارم و پنجم ميلادي در حفاريهاي نيشابور بدست آمده اند كه در فواصل نقوش آن آثار باقي مانده از پشم به چشم مي خورد. باتيك يكي از انواع چاپ سنتي است

كه بوسيله ماده اي مقاوم (تركيبي از سقز, موم و پارافين ) بر روي پارچه ابريشم انجام مي شود. صورت ابتدايي اين پارچه در كشور چين و سپس در جزيره جاوه اندونزي رايج شد و به تدريج در كشورهاي ديگر ديگر صادر شد. هر سرزمين با توجه سنت,

سلايق و ذوق خود در آن تحولي ايجاد كرد. اين هنر قبل از اسلام از طريق جاده ابريشم و بوسيله تجار آذربايجاني به ايران آمد و در آغاز بصورت ابتدايي آن (باتيك تك رنگ) در شهر تبريز رايج بود. صورت ابتدايي چاپ باتيك بدين ترتيب بود كه از تركيب برگ درخت مو, سود سوز آور و خاك رس ماده اي مقاوم و چسبناك بدست مي آوردند و قسمتهايي از پارچه را بوسيله قلم مو با اين ماده مي پوشانده و تمامي پارچه را رنگرزي ميكردند. پس از شستشوي پارچه قسمتهايي آغشته به چسب به رنگ اصلي پارچه و قسمتهاي ديگر رنگين مي شد.

در ايران به جاي برگ موز از پيه گوسفند , موم خالص عسل و سقز خام اين ماده را مي ساختند كه نام بين المللي آن ” واكس باتيك ” و در آذربايجان به “روغن كلاقه اي” موسوم است. در بدو ورود به ايران, چاپ باتيك به رنگ سفيد بر زمينه مشكي انجام مي شد

كه طرحهاي آن به پر كلاغ شبيه بود و از اين رو بنام كلاغه اي يا كلاقه اي شهرت يافت. پس از مدتي رنگ قرمز را با رنگ سفيد بكار بردند كه بصورت خال هايي بر زمينه سياه يا سرمه اي ايجاد مي شود. و به آن ” سفيد فلفلي” مي گفتند و بر روي كرباس و با قابهاي چوبي در اصفهان انجام مي شد. از دوره صفويه, چاپ پارچه ابريشم به روش كلاقه اي در اسكو, كهنمو و باويل آذربايجان شرقي رواج يافت. چاپ قلمكار نوعي ديگر چاپ سنتي روي پارچه كتان, كرباس و ; مي باش

كه نقش هاي روي آن بوسيله قالب يا مهر چوبي ايجاد شده است. علت نامگذاري ” قلمكار ” به شيوه ابتدايي توليد آن باز مي گردد, كه در گذشته با قلم روي پارچه طرحهاي مورد نظر را نقاشي ( به اصطلاح قلم گيري ) كرده و سپس با مواد شيميايي ويژه اي, رنگها را بر آن تثبيت مي كردند.

به مرور و به جهت دسترسي و ايجاد يكنواختي و هماهنگي نقوش, استفاده از مهرهاي چوبي, جايگزين قلم مو شد. به نوشته محققين, قلمكار سازي از اوايل قرن هفتم هجري قمري و هم زمان با حمله مغول در ايران رايج بود. قديمي ترين قلمكار ابريشمي در مجموعه ” ژرم پشون” نگهداري مي شود و متعلق به قرن 12 ه.ق است و ظاهرآ متعلق به اصفهان مي باشد.

رونق قلمكار سازي ايران از دوره صفوي آغاز و به اواسط دوره قاجار ختم مي شود. شهر اصفهان يكي از مراكز عمده اين هنر بود. در اين شهر هنرمندان قلمكار ساز به توليد و عرضه محصولات مختلف قلمكار با عاليترين كيفيت مي پرداختند. يزد از ديگر مراكز تهيه پارچه قلمكار بود. از ميان قلمكارهاي ويژه البسه يك نوع به نام ” دگله ” معروف بود كه بر لباسهاي مردانه و زنانه تهيه مي شد. قلمكار كاربردهاي ديگري نظير پارچه هاي سفره, دستمال, سجاده, پرده, رو ميزي, رو تختي, رويه كوسن و ; دارد.

مراحل چاپ كلاقه اي ( باتيك ) :
1- صمغ گيري ابريشم :
قبل از چاپ ، پارچه را رنگ پذير مي كنند . مقداري آب وصابون را در ظرف مسي تا 50درجه سانتي گراد حرارت مي دهند ، سپس كربنات دو سود را به آن افزوده و حل ميكنند . پارچه را به مدت نيم ساعت در اين محلول قرار داده ، مي جوشانند تا كاملا” سفيد شود . سپس با آب سرد آبكشي ، خشك و اطو مي كنند تا براي چاپ آماده شود .

2- ساخت قالب :
براي ساختن قالب ، ابتدا نقشه اصلي را روي كاغذ كشيده ، رنگ مي كنند . سپس نقشه را به تفكيك رنگ روي كاغذ هاي ديگر كپي كرده ، هرقطعه را با چسب روي تخته سه لا چسبانده و اطراف آنرا مي برند . براي طرحهاي ظريف ورقه آهني مناسب تر است . با چسباندن قطعه هاي بريده شده روي سطح قالب ، ديگر قالبهاي مثبت ومنفي آماده مي شود .

3- تهيه واكس باتيك :
سقز را در ظرف مسي و با حرارت ذوب مي كنند بطوريكه پخته و كف آن كاملا” از بين برود . در مرحله بعد پيه و سپس موم را افزوده و مي جوشانند تا بخوبي مخلوط شود . در پايان محلول حاصل را از صافي ريز عبور داده تا آماده مصرف شود . با اين ماده مقاوم به وسيله قابهاي نقش يا لوله هاي هدايت كننده ماده مقاوم ( تيان ) مي توان به طرح اندازي بر روي پارچه پرداخت . پس از رنگ آميزي ، اين ماده مقاوم از روي پارچه برداشته مي شود .
4- رنگرزي :
سه نوع رنگ براي رنگرزي ابريشم طبيعي موجود است :
– رنگهاي ري اكتيو
– رنگهاي جوهري ( رنگهاي بازيك و بازيكا )
– رنگهاي گياهي
5- باتيك گيري :
به معني زدودن پارچه از واكس باتيك در پايان رنگرزي مي باشد . بدينصورت كه مقداري پيه خالص گاو يا گوسفند را در ظرفمسي ريخته با حرارت دادن آب مي كنند و پارچه
چاپ شده را در ظرف غوطه ور مي كنند و مرتب حركت مي دهند تا بدينوسيله واكس باتيك در پيه حل شود ، پارچه را بيرون آورده ، مي فشارند ، تا درجريان هوا سرد شود .

6- شستن پارچه :
براي شستشوي پارچه بايد از صابون بدون سود و رنده شده استفاده كرد . صابون رنده شده را در ظرف آب حل مي كنند و روي حرارت بتدريج مي جوشانند . پارچه باتيك گيري شده را در ظرف آب گرم ديگري قرار داده و با آب صابون تهيه شده مي شويند. در بعضي موارد پس از شستشو و خشك شدن پارچه ، آنرا با نشاسته و سريشم آهار مي دهند.

 

شيوه هاي گوناگون چاپ باتيك :
5- چاپ مستقيم :
در اين شيوه چاپ ، رنگ بصورت مستقيم و به وسيله قلم موي پهن ، روي استامپ قالب ، بر روي پارچه قرار مي گيرد .
6- چاي برداشت :
در اين روش ابتدا پارچه رنگرزي و سپس به كمك چاپ ، رنگ زمينه پارچه طبق طرح برداشته مي شود.
7- چاپ با شابلون :
با قرار دادن شابلون نقش بر روي پارچه و استفاده از غلطك رنگ ، طرح و رنگ بر روي پارچه منتقل مي شود .
8- نقاشي باتيك بر روي پارچه ابريشمي :
در اين روش قسمتهايي از پارچه به كمك ماده مقاوم و به وسيله قلم مو تيان ( Tiyan) پوشانده مي شود و بخش هاي ديگر به وسيله قلم موي مخصوص آبرنگ و با استفاده از رنگهاي ري اكتيو ، بازيك ، رنگهاي خميري مانند اكروليك و ; ، رنگ گذاري مي شود .

9- شيوه تار عنكبوت ( باتيك شكسته ) :
پس ازايجاد طرح به كمك ماده مقاوم و رنگ آميزي پارچه ، قبل از برداشتن ماده مقاوم ، با مچاله كردن پارچه ، موم روي آنرا تركدار مي كنند و مجددا” پارچه را رنگ آميزي مي كنند . بدين ترتيب رنگ در تركهاي موم نفوذ كرده و نقوش جالبي بر روي پارچه پديد مي آيد .

10- شيوه باندا:
در اين روش ، پس از تا كردن ، گره زدن يا پيچيدن پارچه ، آنرا با مقداري نخ نايلوني نازك محكم مي بندند . به قسمتهاي مورد نظر رنگ مي زنند ( در رنگ فرو مي برند و يا با قلم مو به پارچه رنگ مي زنند ) . سپس پارچه را مي شويند ، نخها و گره ها را باز مي كنند و آنرا خشك مي كنند . در اين روش مي توان به تعداد رنگهاي مورد نظر اين مرحله را تكرار كرد و مانند شيوه چاپ واكس گذاري و سپس واكس گيري كرد تا رنگها ثبات بيشتري داشته باشند .

-11 شيوه بدون رنگرزي و بدون تهيه رنگ براي نقاشي :
– چاپ با استفاده از شمعهاي رنگي روي پارچه ابريشم طبيعي
– شيوه پاشيدني : با اغشته كردن پر يا ساقه هاي جارو و ; در واكس باتيك داغ و پاشيدن آن بر روي پارچه و رنگ آميزي آن .

– شيوه قلم موئي با استفاده از قلم موي پهن براي زدن واكس به پارچه و سپس رنگ زدن آن .
كارگاه چاپ پارچه سازمان ميراث فرهنگي كشور :
كارگاه چاپ سنتي پارچه ( باتيك ) سازمان ميراث فرهنگي در سال 1381 تاسيس شده است . در اين كارگاه هنر چاپ پارچه به شيوه هاي چاپ كلاقه اي ( باتيك ) و نقاشي روي پارچه ، انجام مي گيرد .رنگهاي مورد استفاده براي چاپ عمدتا” از دسته رنگهاي گياهي ( روناس ، اسپرك ، پوست انار ، زرد چوبه و;) و در نقاشي باتيك از رنگهاي جوهر و خميري استفاده مي شود .

هنرمندان اين كارگاه عبارتند از
سپيده مجد زاده – مريم گشاده رو – آناهيتا مداحي – زهراتقدس نژاد .
تاريخچه قلمكار سازي
قلمكارسازي از دوره مغولها در ايران مرسوم شد. در اين دوره به منظور جلب نظر خوانين مغول ايرانيان دست به ابتكاراتي زدند كه از جمله ابداع نقاشي روي پارچه يا پارچه هاي قلمكار بود.
اما عمر پرشكوه پارچه هاي قلمكار در زمان صفويه ميباشد،

خصوصا در زمان سلطنت شاه عباس كبير كه بيشتر لباسهاي مردانه و زنانه از پارچه هاي قلمكار تهيه مي شد و اين پارچه ها در اين زمان شهرت فراوان داشته و مورد توجه درباريان بود. از اينرو بيشتر لباس آنان از “ قلمكارزر” يا “ اكليلي” تهيه مي شد. در آن زمان محلهاي مخصوصي براي تهيه لباس درباريان در بازار قيصريه اصفهان وجود داشت و پارچه هاي قواره اي قلمكار را كه دراصطلاح آن روز “دلگه” ناميده مي شد از آن محلها به دست مي آوردند.

در اواسط عصر قاجاريه بتدريج از رونق پارچه هاي قلمكار كاسته شد.
اما در زمان سلطنت رضا شاه با امتيازات خاصي كه براي صنعتگران و ارباب حرف به ويژه صنعتگران قلمكار فراهم شد بار ديگر اين صنعت رونق گذشته خود را به دست آورد و عده اي از استادكاران بزرگ قديمي مثل شيخ حريري مشهدي عبدالخالق، حاج محمدرضا و حاج محمد تقي اخوان چيت ساز، برادران بيرجندي و شيخ بهايي و چند تن ديگر شركت توليد قلمكار را تشكيل دادند.

تلاش پيگير صنعتگران اين رشته و استقبالي كه از آن شد موجب شد تا بار ديگر حجم تقاضا براي اينگونه پارچه هاي نقش دار افزايش يابد و چون مقدار توليد و عرضه اين محصول محدود بود صنعتگران قلمكارساز را به چاره انديشي و پيدا كردن راه حل جهت عرضه بيشتر باهمان كيفيت هنري وا داشت. در اين مورد تنها راه چاره ايجاد نقوش مورد نظر را روي قالب و انتقال قالبهاي مذكور روي پارچه دانستند.

قلمكارچيست؟
اين هنر را براي اين “قلمكار” مي خوانند كه در گذشته دور با قلم بر روي پارچه نقاشي مي شده است .
نقش زدن بر پارچه به وسيله قالب ، كه امروز هم رايج است از همان زمان آغاز شد با وجود اين نقش زني با قلم ، به شيوه گذشته ، ناگهان متروك نشد ، اما چون كار با قلم بسيار وقت گير و كم توليد است ، اين شيوه به تدريج از رواج افتاد و نقش زدن با قالب جاي آن را گرفت ، كه هم توليد را سريعتر و بيشتر مي كرد و هم نقشهاي يكدست تري پديد مي آورد . در نقش زني با قلم ، محدوديتي در استفاده از انواع رنگ وجود نداشت ، در صورتي كه در نقش زني با فالب ، امكان استفاده از رنگها محدود بود.

مراحل ساخت قلمكار
قالب سازي: قالب سازي اولين و مهمترين مرحله قلمكارسازي است .همچنين حساسترين و ظريفترين مرحله آن بشمار مي رود. حتي مي توان گفت تنها هنر قلمكار سازي در قالب سازي آن است. قالبهاي قلمكار را از چوب گلابي مي سازند ، چوب گلابي نرم ست و به راحتي مي توان روي آن حكاكي كرد . قالب ساز براي درست كردن قالب نقش دلخواهش را روي چوب بر مي گرداند

و بعد به حكاكي آن نقش مي پردازد . بعد چوب هاي اضافي دور طرحها را مي برد و در پشت چوب ، دسته اي براي قالب درست مي كنند و قالبها را روغن مي زنند تا بر دوام آن افزوده شود. قالبهاي قلمكارنقوش مختلفي دارد:
قالبهاي تصوير عشاق : مانند يوسف و زليخا ، ليلي و مجنون ، شيرين و فرهاد ، خسرو و شيرين و …
قالبهاي تصوير داستانهاي كهن همراه با تصاويري از حيوانات : مانند روباه و لك لك و گاهي صور وهمي و حيوانات خيالي براي بزرگ جلوه دادن حوادث .

قالبهاي تصوير آثار تاريخي : مانند تخت جمشيد ، چهل ستون ، سي و سه پل و …
قالبهاي تصوير شعرا و علماء : ماننتد فردوسي ، ابن سينا ، خيام ، حافظ و …
قالبهاي تصوير حيوانات : مانند طاووس ، آهو ، فيل ، اسب ، شتر و …
قالبهاي تصوير مناظر طبيعت
قالبهاي تصوير رامشگران و نوازندگان
قالبهاي تصوير گل و بته و اسليمي

رنگ سازي: تمام رنگهايي كه در ساختن پارچه هاي قلمكار بكار برده مي شود رنگهاي گياهي است. در هر كارگاه قلمكاري استاد ديگري هم وجود دارد كه كارش بسيار مهم و حساس است . او رنگساز كارگاه است كه با اطلاعات وسيعي كه درباره گياهها و املاح معدني دارد، رنگهايي را كه در نقش زدن از آنها استفاده مي شود، مي سازد.

آماده كردن پارچه: پارچه هاي سفيد را پنج روز، طوري كه تكان نخورد در آب رودخانه مي گذارند . بعد يك سر پارچه را مي گيرند و سر آزادش را محكم به سنگ مي زنند . اين كار را براي اين مي كنند كه مواد زائد از پارچه بيرون رود و به اصطلاح آبخور شود . بعد كه پارچه ها زير آفتاب خشك شد ، پارچه ها را دندانه مي كنند يعني پوست انار را به هليله مخلوط مي كنند و در آب حل مي كنند و پارچه ها را در اين محلول فرو مي برند ، با اين كار پارچه به رنگ زرد مايل به كرم در مي آيد . پس از خشك شدن رنگ ، پارچه هاي بلند را بنا به مصرفشان به اندازه هاي مختلف مي برند تا از آنها انواع قلمكار ، مانند پرده و روميزي و … تهيه كنند.

نقش زدن: نقش زدن همان چاپ پارچه است، يعني برگرداندن نقش قالبها به رنگها ي مختلف ، روي پارچه آماده شده . نقش زن ، اول سطح قالب را با رنگ مي پوشاند و بعد آن را روي پارچه اي قرار مي دهد و با دست ضربه محكمي به روي قالب مي زند . در هر كارگاه هر قالب زن يك رنگ را نقش مي زند و براي رنگ بعدي پارچه را به نفر كنار خود مي دهد.

ثابت كردن رنگ: پارچه هاي نقش سياه و قرمز گرفته را پس از شستن و خشك كردن در پاتيلي فرو مي برند كه محتواي آب جوش ، گرد پوست انار و اليزارين است . قبل از تماس با اليزارين ، رنگ قرمز نقشها حالت اصلي خود را ندارد و به رنگ چرك است . اليزارين باعث مي شود كه رنگها به حالت اصلي خود ظاهر شوند . اليزارين همچنين به ثابت شدن رنگها كمك مي كند . بعد از اين كه پارچه را از پاتيل اليزارين بيرون آوردند ، آن را باز هم در آب رودخانه مي شويند و سپس آن را محكم به سنگ مي كوبند تا آب و اليزارين آن گرفته شود .

سپس پارچه ها را دو قسمت مي كنند: يك قسمت را كه مي خواهند با همان زمينه كرم باقي بماند ، براي مرحله بعدي چاپ ، يعني گرفتن رنگهاي ديگر ، بارديگر به كارگاه نقش زني مي فرستند . قسمت ديگر پارچه اي است كه مي خواهند رنگ زمينه اش سفيد شود و بايد مرحله سفيد گري را بگذراند.

سفيدگري: پارچه هايي را كه لازم است رنگ زمينه شان سفيد باشد با محلولي كه از گاو فراهم مي شود ، خيس مي كنند و پارچه را طوري روي زمين پهن مي كنند كه نقشهايش رو به زمين و پشت به آفتاب باشد . سپس پي در پي بر پارچه آب مي پاشند تا نمدار و خشك نشود .

كار سفيدگري پارچه در تابستان 5 روز و در زمستان حتي تا يك ماه طول مي كشد، و اين بستگي دارد به درجه حرارت و مدت زمان تابش مستقيم خورشيد . پس از تمام شدن كار سفيد گري ، كار چاپ رنگهاي آبي ، زرد و سبز روي پارچه شروع مي شود و به اين ترتيب پس از يك شستشوي ديگر پارچه ، كار تقريباً به پايان مي رسد.


دانلود اين فايل


براي دريافت اينجا كليك كنيد


بازدید : | ۱ آبان ۱۳۹۶ | نظرات (0) | ادامه مطلب ...

بررسي الگوي مصرف مواد و ارتباط آن با كاركرد خانواده در مراجعين مراكز ترك اعتياد شهر تبريز


براي دريافت اينجا كليك كنيد

بررسي الگوي مصرف مواد و ارتباط آن با كاركرد خانواده در مراجعين مراكز ترك اعتياد شهر تبريز داراي 14 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد بررسي الگوي مصرف مواد و ارتباط آن با كاركرد خانواده در مراجعين مراكز ترك اعتياد شهر تبريز كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراكز دولتي مي باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي بررسي الگوي مصرف مواد و ارتباط آن با كاركرد خانواده در مراجعين مراكز ترك اعتياد شهر تبريز،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن بررسي الگوي مصرف مواد و ارتباط آن با كاركرد خانواده در مراجعين مراكز ترك اعتياد شهر تبريز :


سال انتشار : 1388

نام كنفرانس، همايش يا نشريه : زن و مطالعات خانواده

تعداد صفحات : 14

كاركرد خانواده مهمترين جنبه از محيط خانواده است كه اثر مهمي در سلامتي جسماني و اجتماعي و هيجاني اعضايش دارد هدف از انجام پژوهش حاضر مقايسه الگوي مصرف مواد با كاركرد خانواده در مراجعان به مراكز ترك اعتياد بود. اين تحقيق الگوي مصرف مواد را با كاركرد خانواده در 100 نفر از افرادي كه جهت درمان به مراكز ترك اعتياد سازمان بهزيستي شهرستان تبريز در سال 1389 مراجعه نموده بودند مقايسه كرده است، جهت جمع آوري داده ها از فرم تجديد نظر شده مقياس ارزيابي انطباق پذيري و همبستگي خانواده (FACES III)، پرسشنامه غربالگري سوء مصرف مواد (DAST-10) و نيز سوالاتي مطابق ملاكهاي تشخيصي DSM-IV براي پيدا كردن الگوي مصرف مواد انتخاب شد و داده هاي گردآوري شده به كمك تحليل واريانس چند متغيره تحليل شدند. بين الگوي مصرف مواد و همبستگي خانواده تفاوت معناداري وجود داشت. مصرف كنندگان مزمن نمرات پايين تري در مقايسه با مصرف كنندگان تفنني و عود كننده در بعد همبستگي خانواده داشتند. در بعد انطباق پذيري تفاوت معناداري بين الگوي مصرف مواد وجود نداشت. يافته هاي اين پژوهش نشان داد كه كاركرد خانواده افراد با توجه به الگوي مصرفي آنها فرق مي كند. بنابرين جهت بهبود كاركرد خانواده بهتر است از خانواده درماني ساختاري-راهبردي استفاده شود.
كليد واژه: الگوي مصرف مواد، كاركرد خانواده، مواد مخدر


دانلود اين فايل


براي دريافت اينجا كليك كنيد


بازدید : | ۱ آبان ۱۳۹۶ | نظرات (0) | ادامه مطلب ...

اثر آبياري با پساب فاضلاب تصفيه شده بر رشد گياه قره داغ تحت شرايط گلخانه


براي دريافت اينجا كليك كنيد

اثر آبياري با پساب فاضلاب تصفيه شده بر رشد گياه قره داغ تحت شرايط گلخانه داراي 9 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد اثر آبياري با پساب فاضلاب تصفيه شده بر رشد گياه قره داغ تحت شرايط گلخانه كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراكز دولتي مي باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي اثر آبياري با پساب فاضلاب تصفيه شده بر رشد گياه قره داغ تحت شرايط گلخانه،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن اثر آبياري با پساب فاضلاب تصفيه شده بر رشد گياه قره داغ تحت شرايط گلخانه :


سال انتشار : 1389

نام كنفرانس، همايش يا نشريه : علوم و فنون كشت هاي گلخانه اي

تعداد صفحات : 9

لطفا براي مشاهده چكيده به متن كامل (PDF) مراجعه فرماييد.
كليد واژه: آب هاي نامتعارف، مناطق بياباني، قره داغ


دانلود اين فايل


براي دريافت اينجا كليك كنيد


بازدید : | ۱ آبان ۱۳۹۶ | نظرات (0) | ادامه مطلب ...

تحقيق ابزارهاي موجود در بازار سرمايه ايران


براي دريافت اينجا كليك كنيد

تحقيق ابزارهاي موجود در بازار سرمايه ايران داراي 20 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد تحقيق ابزارهاي موجود در بازار سرمايه ايران كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقيق ابزارهاي موجود در بازار سرمايه ايران،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن تحقيق ابزارهاي موجود در بازار سرمايه ايران :

بخشي از فهرست تحقيق ابزارهاي موجود در بازار سرمايه ايران

ابزارهاي موجود در بازار سرمايه ايران
مهندسي مالي و طراحي ابزارهاي مالي جديد
ارتباط ابزارها و بازارها
راهى آسان و كاهلانه
راهى دشوار و عالمانه
نياز به طراحي اوراق بهاءدار، منطبق با بازار سرمايه ايران
سيستم اقتصادي كشور
بازار دارائي‌هاي واقعي و خدمات (The Market for Assets and Services)
بازار دارائي‌هاي مالي (The Market for Financial Assets)
شيوه‌هاي تأمين مالي
منابع داخلي شركت
منابع خارجي شركت
اوراق قرضه
سهام ممتاز
سهام عادي
منابع مالي بدون هزينه
بستانكاران تجاري
هزينه‌هاي پرداختي
پيش‌دريافت از مشتريان

مهندسى مالى و طراحى ابزارهاى مالى جديد
علاوه بر اوراق بهاءدار يادشده اوراق بهاءدار ديگرى نيز وجود دارند كه در سال‌هاى گذشته و به دنبال تعيير و تحولات بازارهاى مالى ابداع شده‌اند. تحولاتى كه از پيامدهاى مقررات‌زدائى از بازارهاى سرمايه بود و در اثر آن، شركت‌ها اقدام به انتشار اوراق بهاءدار بسيار متنوعى كردند كه تا آن زمان سابقه نداشت و بازار اين كشورها هر روز با گونه جديدى از اوراق بهاءدار روبه‌رو شد؛ اقتصاد غرب در اواخر دهه و دهه با تورم بسيار بالائى روبه‌رو شد؛ كه از پيامدهاى افزايش قيمت نفت در سال بود و سبب شد تا اقتصاد كشورهاى غربى با ضربه‌اى سهمگين و تورمى دو رقمى ـ حدود درصد ـ روبه‌رو شود.
البته اين اندازه از تورم در جامعه ما چشم‌گير نيست. در حالى‌كه در كشورهاى غربى رويدادى غيرمنتظره است و بسيارى از شركت‌ها را براى تأمين مالى به بازارهاى مالى و به‌ويژه بازار اوراق قرضه روانه كرد؛ زيرا اوراق قرضه اوراق بهاءدارى است كه نرخ بهره آن در زمان انتشار مشخص مى‌شود و اين نرخ بهره تا زمان سررسيد ثابت است و در نتيجه چنانچه پس از انتشار اوراق قرضه نرخ تورم در جامعه افزايش يابد، خريداران قبلى اوراق قرضه متضرر مى‌شوند؛ زيرا زمانى‌كه تورم افزايش مى‌يابد، قدرت خريد پول كاهش پيدا مى‌كند و چون در اين زمان شركت‌ها به پول نياز داشتند ـ ولى به‌دليل نگرانى از كاهش ارزش پول، سرمايه‌گذاران استقبالى براى خريد اوراق قرضه نكردند ـ لذا شركت‌ها دست به انتشار اوراق قرضه با بهره شناور زدند؛ يعنى اوراق قرضه‌اى كه نرخ بهره آنها از پيش تعيين نمى‌شود. و بهره آن تابعى از نرخ تورم در سال‌هاى آينده است.
براى مثال، نرخ تورم به‌اضافه پنج درصد بعضى از شركت‌ها نيز اوراق قرضه‌اى منتشر كردند كه ارزش اسمى آن به قيمت كالائى كه توليد مى‌كردند، وابسته بود. مثلاً، يك شركت نفتى اوراق قرضه‌اى به ارزش اسمى دلار منتشر كرد كه در تاريخ سررسيد، بهاء بازخريد آن معادل ارزش تعداد معينى بشكه نفت بود. يا زمانى ديگر، اوراق قرضه‌اى منتشر شد كه قيمت آن به نقره و طلا وابسته بود. به اين ترتيب، خطر تورم و كاهش قدرت خريد پول، نقش بازدارنده در خريد اوراق قرضه نداشت. همچنين زمانى نيز اوراق قرضه‌اى منتشر شد كه قيمت آن به دلار بود ولى بهره آن به مارك و يا ين ژاپن پرداخت مى‌شد. اين اوراق مورد توجه سرمايه‌گذارانى قرار مى‌گرفت كه يك رشته تعهدات ارزى داشتند. براى مثال: اگر در ايران اوراق قرضه‌اى منتشر نبود كه سود آن به دلار پرداخت شود، كسانى‌كه فرزندان آنها در كشورهاى خارج مشغول به تحصيل هستند، از آن استقبال خواهند كرد، چرا كه بيشتر اين‌گونه اشخاص نگران افزايش نرخ برابر ريال و دلار هستند.
چنين ابتكاراتى در دهه سبب شد تا گروه‌هاى بيشترى به‌سوى بازار سرمايه روى آورند و در واقع گونه‌اى بازاريابى مالى پديد آمده و كسانى‌كه در جستجوى منابع مالى بودند به بررسى خواسته‌هاى مردم و سرمايه‌گذاران پرداختند و زمينه‌هائى از سرمايه‌گذارى را كه مناسب شرايط و موقعيت مالى يا انتظارات آنها بود، فراهم آوردند. اين جريان به پديد آمدن رشته‌اى در قلمرو مديريت مالى به نام ”مهندسى مالى ـ Financial Engineering“ انجاميد. كه مهارت متخصصان اين رشته، طراحى اوراق بهاءدار متنوع و يا بازده متفاوت بود. به‌نحوى كه سرمايه‌گذاران داراى ريسك‌پذيرى و انتظارات متفاوت را دربرگيرد؛ تا به اين ‌وسيله بتوان پس‌انداز تمامى اقشار مردم را به سمت فعاليت‌هاى تجارى و صنعتى سوق داد.
براى شرايط ايران نيز مى‌توان اوراق بهاءدار مختلف را پيشنهاد كرد و در معرض بحث و بررسى قرار داد.
ارتباط ابزارها و بازارها
به دو شيوه مى‌توان با مسئله برخورد كرد:
. راهى آسان و كاهلانه:

دانلود اين فايل


براي دريافت اينجا كليك كنيد


بازدید : | ۱ آبان ۱۳۹۶ | نظرات (0) | ادامه مطلب ...

مقاله بسكتبال درBASKETBALL


براي دريافت اينجا كليك كنيد

مقاله بسكتبال درBASKETBALL داراي 38 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله بسكتبال درBASKETBALL كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بسكتبال درBASKETBALL،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله بسكتبال درBASKETBALL :

زادگاه بازي بسكتبال ،‌ آمريكاست . اين بازي در اوايل پاييز سال 1891 ميلادي توسط شخصي به نام جيمز ناي اسميت پايه ريزي و ابداع شد . اما ، از قرن ها پيش در ميان ساكنان نقاط مختلف قاره آمريكا ، به ويژه آمريكاي مركزي و جنوبي انواعي از بازي و مسابقه رايج بوده كه كم و بيش به بسكتبال شباهت داشته است .
سابقه تاريخي
در كشور آرژانتين ، نوعي بازي سنتي و قديمي در ميان گله دارها متداول است كه آن را ((پاتو)) (TATO) مي نامند . در اين بازي دو تيم سوار بر اسب در ميداني وسيع به تاخت و تاز مي پردازند و هر تيم كوشش ميكند توپي را كه شش حلقه (مانند دستگيره) بر بدنه آن هست ، با پرتاب كردن و پاس دادن به ياران خودي ، به آن سوي ميدان برساند و از حلقه و توري سبدي كه در انتهاي ميدان بر روي ستوني چوبي نصب شده ، عبور دهد .
اين بازي تا حدي شبيه بسكتبال است . اما شباهت بازي پوك تاپوك با ورزش بستكتبال بيش از اين است .
پوك تاپوك ، در ميان اقوام متمدن قاره آمريكاي جنوبي و مركزي رواج بسيار داشت و به ويژه اقوام مايا و تولتك (در ناحيه مكزيك كنوني) اين بازي را كه با توپ و حلقه اي ثابت در ميداني وسيع انجام مي شد ، با علاقه و هيجان زيادي برگزار مي كردند .
تولد ورزشي به نام بسكتبال
جيمز ناي اسميت يك پزشك كانادايي بود كه به ايالات متحد آمريكا مهاجرت كرد و تابعيت آن كشور را گرفت .
در سال 1891 ، يعني زماني كه دكتر ناي اسميت در دانشگاه ورزش اسپرينگ فيلد (واقع در ايالت ماساچوست آمريكا) درس مي داد ، رئيس دانشگاه از او خواست ورزشي ابداع و اختراع كند كه دانشجويان بتوانند در فصل زمستان در سالن به آن بپردازند تا آمادگي جسماني خود را براي پرداختن به مسابقات ميداني فوتبال ، هاكي و بيس بال ، در فصل بهار و تابستان حفظ كنند .
دكتر ناي اسميت پس از بررسي رشته هاي موجود ورزشي ، دريافت كه ورزش جديد بايد :
- توپ صورت گروهي به اجرا در آيد ،
- اصل رقابت در آن رعايت شود ،
- و بر مهارت استوار باشد .
- هيچ خشونتي و برخوردهاي سخت بدني ، مبتني نباشد .
حاصل اين افكار و انديشه ها ورزشي شد به نام ((بسكتبال)) كه امروزه پس از سپري شدن نزديك به يك قرن دانشگاه ، و در ارتفاعي بلندتر از قد يك انسان قد بلند نصب نصب كرد و به دو گروه از ورزش كاران جوان دانشگاه آمورش داد كه توپي را دست به دست بدهند و سعي كنند آن را به درون سبد بيندازند . در اين حال تيم مقابل بايد بكوشد كه مانع از انجام اين كار شود و توپ را هم از چنگ حريف بريايند و تصاحب كند .
نخستين مسابقه اي كه به اين ترتيب و به صورتي تجربي ترتيب يافت ، ميان دو تيم 9 نفره در كالج اسپرينگ فيلد بود و اولين گل تاريخ بسكتبال را هم يكي از بازيكنان به نام ((ويليام چليس)) به سبد انداخت .
بعدها شخصي به نام فرانك ماهان با توجه به انيكه در زبان انگليسي سبد را بسكت ( BASKET) و توپ را بال (BALL ) مي گويند ، اين ورزش را ((بسكتبال )9 ناميد . دكتر ناي اسمنيت ، براي انكه بسكتبال خشن نشود ، مقررات دقيقي براي آن به وجود آورد . بعضي از مقررات اوليه بسكتبال چنين بود :
• بازكنان حق نداشتند توپ را از دست هم بربايند .
• بازيكني كه توپ را در اختيار داشت ، نبايد با آن راه برود يا بدود .
• هل دادن و هر نوع خشونت ممنوع بود .
• بازيكن توپ به دست بايد توپ را به طرف ياران خود پرتاب كند و به آنها برساند .
در آغاز ، ته سبد هم بسته بود و هر بار كه توپ به درون سبد مي افتاد ، بايد كسي به كمك نردبان توپ را از سبد بيرون بياورد .
در سالب 1892 شخصي به نام ((لئوآلن)) سبد بسكتبال را كه تا آن روز از تركه چوب يا الياف بود و به همين دليل به زودي پاره و فرسوده ميشد ، از سيم بافت تا استحكام بيشتري داشته باشد .
ديري نگذشت كه اين ورزش جديد طرفداران زيادي در ميان دانشجويان دانشگاه اسپرينگ فيلد و ديگر دانشگاه ها يافت . دكتر ناي اسميت هم مقررات و قوانين بسكتبال را كامل تر كرد و نسخه هايي از آن را به هر صورت كتابچه اي براي استفاده ي عموم منتشر شد .
كشور كانادا نخستين كشور خارجي بود كه ورزش بسكتبال به آن راه يافت .
ديگر كشورها هم به تدريج و در سال هاي بعد پذيراي اين ورزش جديد شدند :
فرانسه در سال 1893 ، چين و هندوستان در سال 1894 ، انگلستان در سال 1894 ژاپن در سال 1900 ،. . . ،. .
نخستين مسابقه ي رسمي بسكتبال در سال 1896 بين دو تيم از دو دانشگاه شيكاگو و آيوا برگزار شد . نتيجه ي اين بازي تاريخي 15 بر 12 به سود تيم دانشگاه شيكاگو بود .
در سال 1930 ، دكتر ناي اسميت كتابي در باره خواص بسكتبال تاليف كرد تا نشان دهد كه بازي بسكتبال گرچه بسيار پرتحرك است اما حتي براي سالمندان هم خطري ندارد و آسيبي متوجه اعضاي حياتي بدن (قلب و كليه) نخواهد كرد .
«بسكتبال در ايران »
دايره المعارف بريتانيكا ، سال وردو بسكتبال به كشور ما ايران را 1901 ميلادي برابر با 1280 ه . ش نوشته است ، اما آنچه مسلم است اينكه اولين نشانه هاي ورود بسكتبال به ايران در سال هاي 1310 و 1311 ديده شده كه آن هم توسط كاركنان
سفارتخانه هاي خارجي در ايران بوده است .
در سال 1314 ، يك مربي ورزش به نام فريدون شريف زاده ورزش بسكتبال را به دانش آموزان دبيرستان البرز (كالج البرز) تهران معرفي و پايه گذاري كرد و كم كم ديگر مربيان ورزش به گسترش و آموزش اين ورزش پرداختند .
در سال 1324 ، در بازي هاي المپيك ايران ميتوان اين نام ها را برشمرد :
كامبيز مخبري ، حسين سرودي ، مسعود ماهتاباني ، نادر كاشاني ، سروش نگهبان ، امير ايلياوي ، مجيد توفيق ، مظفر بني هاشمي .
«قوانين و مقررات »
بازي بسكتبال يك ورزش گروهي است كه در اكثر نقاط دنيا متداول است . يك زمين قانوني و مناسب براي بسكتبال بايد به طور كامل مسطح و بدون هرگونه مانع و برآمدگي باشد . اين ورزش را نميتوان را در زمين هاي خاكي يا چمن اجرا كرد . بلكه زمين بايد از مواد سفت مانند آسفالت ، سيمان و چوب پوشيده شده باشد .
«اندازه زمين »
ميدان هاي بسكتبال همه به يك اندازه نيست . زمين بازي براي خردسالان كوچك تر از زمين بزرگسالان است . مسابقات رسمي در ميدان هايي به شكل مستطيل به طول 26 متر و عرض 14 متر برگزار ميشود كه طول و عرض زمين را ميتوان به نسبت 2 متر در يك متركم و زياد كرد .
«خط كشي زمين »
زمين بسكتبال به شكل خاصي خط كشي ميشود . خط هاي دور زمين به پهناي 5 سانتي متر است . از مركز زمين و به موازات عرض زمين خطي كشيده ميشود كه زمين باز را به دو قسمت مساوي تقسيم ميكند . در وسط زمين دو دايره متحدالمركز رسم ميكنند به شعاع هاي 90 سانتي متر و 80/1 متر . مركز اين دايره ها كه درست مركز زمين است ، محل آغاز بازي است . در دو طرف زمين ، دو ذوزنقه در زير حلقه ها بر روي زمين ترسيم ميشود كه ارتفاع اني ذوزنقه ها 80/5 متر است .
تخته و حلقه پرتاب
در سال 1892 بازيكني به نام ((لئوآلن)) سبدي بافته شده از سيم به كاربرد تا ديرتر پاره شود‌، و براي آنكه توپ به هر سو پرتاب نشود و مدت بيشتري در جريان بازي باشد ،
تخته اي هم در پشت سبد قرار دادند .
زنبيل و تخته ، به تدريج جاي خود را به حلقه و تور و تخته هاي مخصوص
(از جني شيشه و نايلون محكم شفاف ) داده اند كه امروزه به كار مي روند .
تخته بسكتبال ، مستطيلي است به طول 80/1 متر و عرض 20/1 متر كه جاي آن در فضاي بالاي زمين در دوانتهاي ميدان است و بايد به گونه اي قرار گيرد كه به اندازه 120 سانتي متر با خط انتهاي زمين فاصله داشته باشد .
اين تخته به كمك ميله هايي آهني به سقف سالن يا به زمين وصل و محكم ميشوند . در هر حال ، ارتفاع تخته از كف سالن بازي 75/2 متر است . بر اين تخته ، حلقه
پرتاب (در فاصله 30 سانتي متر از قاعده تخته ) نصب است كه در كل 305 سانتي متر با زمين فاصله دارد .
قطر حلقه بسكتبال 45 سانتي متر و ارتفاع توري كه به شكل سبد به آن متصل ميشود 30 سانتي متر است .
«توپ بسكتبال»
در دو سال نخست كه بازي بسكتبال ابداع شد ، توپ فوتبال را براي بازي به كار مي بردند . اما چون اين توپ سبك بود ، در سال 1894 ميلادي اولين توپ مخصوص بسكتبال توسط يك كارخانه دوچرخه سازي توليد شدكه اندكي از توپ فوتبال بزرگ تر بود . در سال 1937 نوع ديگري توپ بسكتبال ، بزرگتر اما سبك تر ، به بازار آمد و آنگاه در سال 1949 توپي ساخته شد به همين شكل و اندازه و وزن فعلي كه هنوز هم مورد استفاده است .
توپ بسكتبال بزرگتر از توپ هاي معمولي است و آن را از جنس چرم ، لاستيك ، يا پلاستيك مي سازند و هنگام استفاده باد ميكنند . محيط يك توپ قانوني بسكتبال ، پس از باد شدن بايد حداقل 75 سانتي متر و حداكثر 78 سانتي متر باشد . ضمن آنكه ، در اين خال وزن توپ نبايد كمتر از 600 گرم و بيشتر از 650 گرم باشد .

دانلود اين فايل


براي دريافت اينجا كليك كنيد


بازدید : | ۱ آبان ۱۳۹۶ | نظرات (0) | ادامه مطلب ...

مقاله در مورد آفات مهم گندم وكنترل آنها


براي دريافت اينجا كليك كنيد

مقاله در مورد آفات مهم گندم وكنترل آنها داراي 37 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله در مورد آفات مهم گندم وكنترل آنها كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله در مورد آفات مهم گندم وكنترل آنها،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله در مورد آفات مهم گندم وكنترل آنها :

مقـدمـه
گندم عمده ترين محصول زراعي كشور است. گندم از عمده ترين محصولات كشاورزي ايران و تامين كننده بيشترين نياز غذايي كشور مي باشد، همچنين روزانه حدود 47 درصد از كالري مصرفي سرانه كشور را تامين مي نمايد.
توليد كل غلات جهان 8/1 ميليارد تن است كه بيشترين ميزان آن (حدود 500 تا 600 ميليون تن) به گندم اختصاص دارد و از نظر سطح زير كشت و توليد سالانه نيز گندم در درجه اول اهميت قرار دارد.
سطح زيركشت گندم در كشور ما با وجود برخي نوسانات طي سال هاي 81-1370 تقريبا ثابت بوده و از 6 ميليون و 193 هزار هكتار در سال 1370 به 6 ميليون و 241 هزار هكتار در سال 1381 رسيده است.

اگر چه در برخي سال ها به علت وقوع خشكسالي كاهش زيادي در سطح زير كشت گندم مشاهده شد (به طوري كه در سال 1378 اين سطح تا 4 ميليون و 739 هزار هكتار كاهش يافت)، اما طبق آخرين آمار وزارت جهاد كشاورزي: از حدود 13 ميليون و 50 هزار هكتار اراضي زراعي حدود 9 ميليون و 510 هزار هكتار معادل 91/72 درصد در سال زراعي 84-83 به غلات اختصاص داشته است (كه از اين مقدار 57/43 درصد آن آبياري شده و 43/56 درصد بقيه به صورت ديم بوده است) و 06/73 درصد از كل، سهم گندم به شمار مي رود. شايان ذكر است كه عملكرد گندم آبي كشور 3786 و ديم 1004 كيلوگرم در هكتار بوده است.

مهم ترين عوامل تآثيرگذار در كاهش عملكرد گندم كشور به شرح زير مي باشند:
پايين بودن آگاهي و دانش علمي و عملي كشاورزان
نارسايي در تآمين و توزيع به موقع نهاده هاي كشاورزي(بذر، كود، سم و …)
بالا بودن ميزان ضايعات در مراحل مختلف توليد
محدود بودن منابع آب و يا عدم وجود نظام صحيح آبياري در اغلب مناطق كشور
خسارت آفات، بيماريهاي گياهي، علف هاي هرز و عدم مديريت صحيح كنترل آنها
عدم مصرف صحيح و بهينه كودهاي شيميايي و يا كمبود و عدم توزيع به موقع آنها
كاربرد غير اصولي و نامنظم ماشين آلات و ادوات كشاورزي

عدم توسعه مكانيزاسيون كشاورزي در بسياري از نظام هاي بهره برداري
كمبود وسايل، ابزار و اعتبار در زمينه هاي مختلف تحقيق، ترويج و آموزش كشاورزي
كمبود سرمايه گزاري در توليد محصولات كشاورزي
نارسايي سياست ها و برنامه هاي كشور براي توليد محصولات كشاورزي

آفات گندم و اهميت اقتصادي آنها

آفت موجودي است كه خسارت اقتصادي داشته باشد. علل پيدايش آفت در سه موضوع اصلي خلاصه مي شود:
1) وارد شدن موجودات به مناطق جديد (تهاجم) Invasion؛
2) تغييرات اكولوژيكي؛
3) تغييرات اجتماعي – اقتصادي.
تهاجم يكي از موضوعات بسيار مهمي است كه مخصوصاً در طي قرن اخير بدليل سهل الوصول شدن مسافرت‌ها، بسيار گسترش پيدا كرده است. در واقع تعداد بسيار زيادي از آفات مهم و كليدي در نقاط مختلف دنيا آفاتي هستند كه از يك نقطه يا منطقه پراكنش بومي به مناطق جديد وارد شده‌اند و بدليل اينكه اين آفات بدون دشمنان طبيعي خود به مناطق جديد وارد مي‌شوند عموماً تبديل به آفت مي‌شوند.

دومين عامل كه باعث تبديل موجودات به آفت مي‌شود تغييرات اكولوژيكي است. تغييرات اكولوژيكي با تاريخچه كشاورزي قرين است. هر عملي كه انسان در طبيعت انجام مي‌دهد نوعي تغيير اكولوژيكي به همراه دارد. تغييرات اكولوژيكي در طي سده اخير بسيار زياد بوده است. تك كشتي‌هاي وسيع، استفاده از واريته‌هاي پر محصول، و عمليات اَگرو تكنيكي مثل سمپاشي باعث شده است كه تعادل در اكوسيستم و طبيعت به هم بخورد.
حتي كشت گياهان زينتي در گلخانه نوعي تغيير اكولوژيكي است. معمولاً از طريق وارد كردن دشمنان طبيعي، آفات در گلخانه‌ها را كنترل مي‌كنند. در اكوسيستم طبيعي و در شرايط طبيعي زنجيره‌هاي غذايي بسيار پيچيده توسط تعداد بسيار زيادي آفت و دشمنان طبيعي ايجاد شده‌اند. از آنجا كه سموم در طي نيم قرن اخير اين زنجيره پيچيده را بر هم زده‌اند، براي ايجاد تعادل مجدد زنجيره‌هاي غذايي بين گونه‌هاي گياهخوار، پارزيتوئيدها و پرداتورها حداقل به پنجاه سال تلاش مداوم نياز داريم.

در بين عوامل بر هم زننده تعادل اكولوژيك، قطعاً سموم و تركيبات شيميايي از اهميت بسيار زيادي برخوردارند. بطوريكه سمپاشي زياد بخصوص براي مدت طويل در محيط باعث تقويت ژن مقاوم در برابر اين تركيب شيميايي شده و در طي ساليان متمادي، اين جمعيت از طريق زاد و ولد افزايش پيدا مي‌كند و نهايتاً بعد از مدتي يك جمعيت مقاوم به سموم در طبيعت ظاهر مي‌شود. همچنين كاربرد سموم، باعث ايجاد آفت در مواردي نيز مي‌شود.

آفات ثانوي آفاتي هستند كه از طريق كاربرد تركيبات شيميايي بوجود مي‌آيند. بدين صورت كه آفت خاصي در طبيعت كه داراي جمعيت پاييني نيز مي‌باشد بر اثر استفاده سموم از بين رفته ولي گونه‌هايي كه آفت محسوب نمي‌شوند بعد از مدتي به آفات خطرناك تبديل مي‌شوند.
در اكوسيستم هاي زراعي كه گندم و جو بستر زيست را تشكيل مي دهند، عوامل زنده و غير زنده اي در توليد محصول تآثيرگذار هستند كه انسان براي بدست آوردن محصول بيشتر مدام آنها را تغيير مي دهد. شناخت اين عوامل و روابط متقابل بين آنها در حفظ تعادل كمي و كيفي گونه هاي تشكيل دهنده يك اكوسيستم اهميت بسيار زيادي دارد. در ايران بيش از 70 گونه حشره گياه خوار شناسايي شده اند كه به عنوان مصرف كنندگان اوليه از گندم و جو تغذيه مي كنند. اين حشرات گياه خوار، خود مورد تغذيه حشره خواران (حشرات انگل، انگلهاي بالقوه و شكارگران) كه مصرف كنندگان ثانويه هستند، قرار مي گيرند. اتلاق واژه آفت به گونه هايي كه زيان اقتصادي ندارند جايز نيست و تلاش براي حذف اين گونه ها، نابودي دشمنان طبيعي آنها، طغيان احتمالي آفات بالقوه و كاهش تنوع زيستي در اكوسيستم هاي زراعي را به همراه خواهد داشت.

گسترش و طغيان سن گندم در اثر تخريب مراتع به عنوان زيستگاه هاي دائمي اين حشره و تبديل آنها به اراضي ديم كم بازده و فراهم آوردن بستر زيست مناسب تر براي تغذيه و توليد مثل آن، مثال خوبي براي نشان دادن چگونگي ايجاد يك آفت در اثر تغيير اكوسيستم توسط انسان است.
محدود بودن دامنه ميزباني آفات غلات و مكان زمســـتان گذراني تعداد زيادي از آنها كه در خاك و بقــاياي محصول صورت مي گيرد، موجب مي شود كه جمعيت اكثر اين آفات، با تناوب زراعي و انجام عمليات زراعي پس از برداشت، به مقدار قابل توجهي كاهش يابند. عليرغم اين مسئله، حدود 15 گونه از حشرات زيان آور گندم و جو را مي توان نام برد كه به عنوان آفات درجه اول و دوم، زيان اقتصادي قابل توجهي به اين محصولات وارد مي كنند.

خسارت ناشي از آفات، بيماريها و علف هاي هرز در كشور ما حدود 30-35 درصد برآورد گرديده است كه 10-12 درصد آن به حشرات زيان آور اختصاص دارد. بدين معني كه با مديريت كنترل اين عوامل، مي توان10-12 درصد عملكرد واقعي گندم را افزايش داد و آن را به حداكثر عملكرد قابل دسترس كه در شرايط ديم و آبي به ترتيب 4 و 14 تن در هكتار ذكر شده است، نزديك تر ساخت.
راهكارهاي توصيه شده براي مديريت منطقي كنترل آفات در مزارع گندم و جو كشور، مبتني بر استفاده از روش هاي غير شيميايي است.
كنترل شيميايي سن گندم به عنوان مهم ترين حشره زيان آور مزارع گندم و جو كشور كه به تفصيل به آن پرداخته خواهد شد، از اين قاعده مستثني است. طبق استنتاجي از گزارش عملكرد فعاليت هاي سازمان حفظ نباتات در سال 1378، سالانه در سطحي معادل 22-25 درصد كل اراضي گندم كشور، براي كنترل حشرات زيان آور مبارزه شيميايي صورت مي گيرد (1200000 هكتار براي كنترل سن گندم و حدود 75000 هكتار براي كنترل ساير حشرات زيان آورگندم). ميانگين مصرف آفت كش ها در اين محصول حدود 4/0- 5/0 كيلوگرم در هكتار است كه2/0-25/0 كيلوگرم آن به حشره كش ها اختصاص دارد و اين ميزان در مقايسه با ميانگين مصرف آفت كش ها در درختان ميوه(5/9 ليتر درهكتار)، برنج (7/18 ليتر در هكتار)، پنبه(9 ليتر در هكتار) و چغندر قند(1/8 ليتر در هكتار) مقدار قابل توجهي نيست .
در اين مجموعه نكات مهم و كليدي در رابطه با انتشار، خسارت، زيست شناسي و مديريت كنترل آفات مهم گندم و جو ، به اختصار بيان شده است و تصاويري در رابطه مهم ترين آفات گندم ارايه شده است.

سن هاي زيان آور گندم
حشره سن، ‌از نظر اكولوژي بر روي پوا وكاركس، ‌(گندم‌هاي وحشي)‌ و علف‌هاي هرز از خانواده گرامينه ، ‌درمراتع زندگي مي‌كند، كه با تخريب مراتع و كشت گندم، زيستگاه طبيعي آنها تخريب و مزارع با غذاي بيشترجايگزين مي‌شود، كه اين فراواني غذا باعث افزايش جمعيت سن، ‌مي‌شود.
خشكي و گرما، شرايط ايده‌آل حشره سن ‌است، عامل موثر ديگر افزايش محصول گندم است، علاوه براين كه غذاي بيشتري در دسترس اين حشره قرار مي‌گيرد.
برداشت محصول بيشتر به زمان بيشتري هم نيازمند است درنتيجه طولاني‌تر شدن دوره برداشت، زمان بيشتري براي تغذيه حشره سن از مزارع گندم فراهم مي‌شود و با مدت زمان طولاني‌تر تغذيه علاوه بر زاد و ولد بيشتر قوي‌تر شده و در زمستان مرگ ومير كمتري دارد.
سن مادر: سنهاي زمستانگذران مي باشند (نر يا ماده) كه ارتفاعات زمستان گذران

خود را ترك نموده و در بهار به مزارع گندم و جو ريزش مي نمايند.
پوره ها: پوره هاي سن اول و دوم تغذيه چنداني نداشته ولي از سن سوم به بعد تغذيه آنها رو به افزايش گذاشته و در سن 4 و 5 به حداكثر خود مي رسند.
سن هاي نسل بهاره: اين حشرات كه همان سن هاي بالغ نسل جديد مي باشند براي ادامه رشد و بدست آوردن قدرت پرواز به محلهاي تابستانه و زمستانه خود احتياج به تغذيه از دانه هاي سفت و آماده برداشت گندم دارند.
بيش از 10 گونه سن زيان آور غلات در ايران جمع آوري و شناسايي شده اند. در بين آنها سن گندم (Eurygaster integriceps Put.) ازاهميت اقتصادي بيشتري برخورداراست(شكل 1)

سن گندم Eurygaster integriceps Put.
(Scutelleridae, Heteroptera)

اين گونه مهم ترين آفت كشاورزي كشور ما به شمار مي آيد. به جز مناطق خوزستان، اراضي ساحلي خليج فارس، درياي عمان ، درياي خزر و كويرهاي مركزي فلات ايران، اين آفت در ساير مناطق كشور وجود دارد.
سطح مبارزه شيميايي با سن گندم در 25 سال اخير(شكل 2) روند فزاينده اي داشته است به طوري كه اين سطح از 75000 هكتار در سال 1355 به 1200000 هكتار در سال 1380 رسيده است. تخريب مراتع و توسعه ديم زار ها از مهم ترين دلايل گسترش مناطق انتشار و طغيان سن گندم در سال هاي اخير بوده است.

سن گندم هم به صورت كمي ( خسارت به برگ، خشك كردن جوانه مركزي، سفيد كردن وخشك كردن سنبله ها و يا قسمتي از آنها توسط سن مادر) و هم به صورت كيفي ( سن زدگي دانه ها توسط پوره ها و سن هاي نسل جديد) خسارت وارد مي كند. طبق يك برآورد نظري در 3 ميليون هكتار اراضي آلوده كشور، در صورت عدم مبارزه با سن گندم حدود 90 هزار تن خسارت كمي و 900 هزار تن خسارت كيفي ايجاد خواهد شد.
طبق بررسي ها هر سن مادر به طور متوسط 61 جوانه مركزي و 2/12 سنبله را در شرايط ديم خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن 6/1 سن مادر در متر مربع است. در طرح جامع سن گندم كاهش محصول به ازاي هر سن مادر در شرايط ديم 8/43 كيلوگرم و سطح زيان اقتصادي آن 8/1 عدد در متر مربع برآورد گرديده است. طبق بررسي هاي ديگر هر سن مادر در مزارع آبي در شرايطي كه ترميم خسارت صورت نگيرد، 1/3 گرم (حدود 30 كيلو گرم در هكتار) خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن حدود 3 عدد در متر مربع است. سطح زيان اقتصادي سن مادر را در شرايط آبي 7-8 عدد در متر مربع برآورد كرده است.

حد قابل تحمل سن زدگي دانه ها 2 درصد است و دانه هايي كه بيشتر از 2 درصد دانه سن زده داشته باشند فاقد كيفيت نانوايي هسـتند. با افزودن برخي از افزودني هـاي مجاز مي توان اين نرم را كمي افزايـش داد. سن زدگي دانه ها به ازاي هر پوره سن 5 را در زمان برداشت گندم ديم حدود 6/0 درصد برآورد كرده و سطح زيان اقتصادي پوره ها را 3-4 پوره در متر مربع ذكر كرده است.
از نظر زيست شناسي، سن گندم زمستان را بصورت حشره كامل زير پاي بوته هاي گون يا

Astrogalus و درمنهArtemesia حالت دياپوز مي گذرانند. در بهار وقتي دما به 20 درجه سانتي گراد مي رسد سن ها از اماكن زمستانه خارج و بطور دسته جمعي پرواز مي كنند. پرواز سنها معمولاً در اواخر اسفند و اوايل فروردين ماه شروع و در مناطق سردسير از اواسط ارديبهشت ماه تا اوايل خردادماه ادامه دارد. در يك مزرعه 2 يا 3 بار ممكن سن است ريزش نمايد.
معمولاً 5-4 روز بعد از ريزش،جفتگيري كرده و 5 روز بعد تخمريزي مي كنند. تخمها 3-2 رديفي در دسته هاي 14 عددي در زير برگها قرار داده مي شوند. دوره جيني تخم 2-1 هفته طول مي كشد سپس پوره ها خارج مي شوند و سپس حشرات كامل نسل بهاره ظاهر مي شوند. حشرات كامل نسل بهاره پس از ذخيره چربي مورد نيازبدن خود براي تابستان گذراني به ارتفاعات شمالي مي روند. سنها پس از ريزش اولين بارندگي هاي از ارتفاعات شمالي به دامنه هاي جنوبي مي روند و در زير بوته هاي گون و درمنه زمستان گذراني مي كنند.

شكل 1- سن گندم (Eurygaster integriceps) و نحوه خسارت آن

سن مادر(رديف اول، سمت راست)، خسارت سن مادر( رديف اول، سمت چپ)، جفت گيري سن مادر(رديف دوم، سمت راست)،
تخم(رديف دوم، سمت چپ)، پوره هاي سن 4 و 5 (رديف سوم، سمت راست) و دانه هاي سالم و سن زده(رديف سوم، سمت چپ)

مديريت تلفيقي سن گندم
ــ دخا لت هاي انسان در محيط طبيعي نظير چراي بي رويه دام و مصرف گياها ن چند ساله و مصرف درختان و درختچه هاي جنگلي به عنوان سوخت و تخريب مراتع و كشت گندم در اين منا طق با عث به هم خوردن تعادل زيستي محيط و گسترش مناطق انتشار و افزايش جمعيت اين آ فت گرديده است .
انجام سم پاشي هاي بي رويه بر عليه سن گندم و نابودي دشمنان طبيعي ان از جمله عوا ملي است كه سبب گرديده است سن گندم بعنوان يكي از مهمترين آ فا ت گندم و جو مطرح شود. اين كارها در افزايش وزن، افزايش ميزان تخم ريزي و تبديل سن هاي ساكن مراتع به سن هاي مهاجر، موثر بوده است.

در سال هاي خشك و كم باران اراضي ديم كم بازده برداشت نمي شوند و يا به دليل كمبود آب، نداشتن تجهيزات مناسب سمپاشي و اقتصادي نبودن مبارزه، كنترل شيميايي سن گندم در آنها صورت نمي گيرد و باعث انتقال جمعيت قابل توجهي از آفت از سالي به سال ديگر مي شوند. جلوگيري از كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده و اختصاص دادن اراضي ديم كم بازده به كشت گياهان مناسب ديگر، در كاهش جمعيت اين آفت بسيار موثر است و لازم است به عنوان يك راهكار اساسي، برنامه ريزي هاي لازم در اين خصوص صورت گيرد.
ــ سن گندم دشمنان طبيعي فراواني دارد و در بين آنها زنبورهاي پارازيتوئيد تخم و مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم از نظر كاهش جمعيت اين آفت از اهميت بيشتري برخوردارند(شكل3).

شكل3- مهم ترين دشمنان طبيعي سن هاي زيان آور غلات

زنبور پارازيتوئيد تخم(Trissolcus grandis) (رديف اول، سمت راست)، تخم هاي پارازيته شده (رديف اول، سمت چپ)، مگس پارازيتوئيد سن گندمHeliozeta helluo) ) (رديف دوم، سمت چپ)، تخم مگس پارازيتوئيد روي بدن سن (رديف دوم، سمت راست)، سن تلف شده در اثر قارچ بيماري زا Beaveria(رديف سوم)

مهم ترين گونه هاي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم سن گندم به خانواده Scelionidae وجنس Trissolcus تعلق دارند و مهم ترين گونه هاي آن به شرح زيرمي باشند :
Trissolcus grandis Thomson

Trissolcus semistriatus Nees

Trissolcus vassilievi Mayr

Trissolcus rufiventris Mayr

Trissolcus basalis Wollaston
در بين گونه هاي فوق T. grandis گونه غالب اين زنبورها در اكثر مناطق ايران مي باشد. ميزان پارازيتيسم تخم توسط اين زنبورها از منطقه اي به منطقه ديگر متفاوت است و در اكثر مناطق اين زنبورها يكي از عوامل كليدي كاهش جمعيت سن گندم به شمار مي آيند. اين زنبورها بيشتر در زير پوستك درختان ميوه سردسيري زمستان گذراني مي كنند و قبل از ورود به مزارع از شهد گل هاي اين درختان تغذيه مي كنند. جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه و ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي از طريق ايجاد باغ و يا كاشت درختاني مثل بيد و بادام و غيره در كنار نهرهاي حاشيه مزارع، روشي مناسبي براي حفظ و حمايت اين زنبورها وافزايش كارايي آنها است. دياپوز اجباري سن گندم و عدم امكان پرورش انبوه آن براي تكثير زنبورها، عدم اطلاع دقيق از بيواكولوژي اين زنبورها و گرايش به سمت استفاده از سموم شيميايي به دليل سهولت كاربرد و كم اطلاع بودن از اثرات جانبي مصرف اين سموم، كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از اين عوامل متوقف شد. از آن زمان تا كنون تحقيقات وسيعي در رابطه با زنبورهاي پارازيتوئيد سن گندم صورت گرفته است. پرورش انبوه و رهاسازي اين نوع زنبور را مي توان به عنوان يكي از روش هاي مبارزه در برنامه مديريت تلفيقي سن گندم مورد استفاده قرار داد.
دسته دوم دشمنان طبيعي سن گندم كه از اهميت زيادي برخوردارند، مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم هستند كه به خانواده Tachinidae تعلق دارند. اين مگس ها پوره هاي سنين 4 و 5 و سن هاي بالغ را پارازيته مي كنند و ميزان پارازيتيسم آنها با توجه به شرايط منطقه از 2-25 درصد (در موارد استثنايي تا 40 درصد) گزارش شده است. اسامي علمي گونه هاي مهم مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم در زير آمده است:

Heliozeta helluo F.

Phasis subcoleoptrata L.

Ectophasia crassipenis F.

Elomyia lateralis Meig.

Ectophasia oblonga Role-Desv.

در اكثر مناطق H. helluo گونه غالب مي باشد. اين مگس ها پارازيتوئيد داخلي هستند و سيستم تنفسي خود را به سيستم تنفسي ميزبان وصل مي كنند و در شرايط آزمايشگاه نيز به سختي روي بدن سن گندم تخم ريزي مي كنند و پرورش انبوه آنها در شرايط كنوني امكان پذير نيست. حشرات كامل اين مگس ها برروي گياهان شهد داري مثل ازمك ،گشنيز، برخي ديگراز گياهان مرتعي و علف هاي هرز حاشيه مزارع تغذيه مي كنند و با تغذيه از اين گياهان ميزان تخم ريزي آنها افزايش مي يابد. بالا بردن كارايي اين مگس ها از طريق ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي، و حفظ و حمايت آنها از طريق جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه از مواردي است كه در برنامه مديريت كنترل سن گندم مي بايست به آنها توجه كرد.
روش ديگر مبارزه بيولوژيكي با استفاده از زنبورو يا قارچ بواريا Beauveria bassiana Vuill. است كه قبل ازمهاجرت سن ‌به مزارع اين قارچ بر روي مزارع به وسيله هواپيما پراكنده مي‌شود.(اين قارچ‌ها كه براي انسان عارضه‌اي ندارد)، درمناطقي هم كه ميزان سن زدگي بالاست مبارزه شيميايي نمي‌كنند و مزرعه را رها مي كنند تا به طور طبيعي، طبيعت با آن مقابله كند.
ــ در بسياري تحقيقات، كشت جو به جاي گندم زود كاشت گندم و استفاده از ارق

ام زودرس گندم، به عنوان يكي از روش هاي موثر در كاهش جمعيت و خسارت سن گندم توصيه شده است. نتايج بررسي ها نشان داده است كه زودرسي گندم و كشت جو به جاي گندم به واسطه زودرسي آن در كاهش جمعيت سن گندم چنـدان موثر نيسـت و سن گندم قادر است با ارقام جو كه در شرايط ورامين 7-10 روز زودتر مي رسند خود را تطابق دهد. كاهش وزن سن هاي نسل جديد در مزارع جو نيز نمي تواند عامل چندان موثري در كاهش جمعيت سن گندم باشد زيرا كه با برداشت جو احتمال پرواز سن ها به مزارع گندم بسيار زياد است و اين سن ها قادر اند ضمن وارد كردن خسارت، تغذيه خود را نيز كامل كنند.
ــ برداشت سريع گندم يكي ديگر از روش هاي توصيه شده براي كاهش جمعيت و خس

ارت سن گندم است. سن هاي نسل جديد به هنگام ظهور حدود 70 ميلي گرم وزن دارند و در زمان رسيدن محصول، وزن آنها به 113 ميلي گرم و در زمان مهاجرت آنها به پناهگاه هاي زمستانه وزن آنها به 130-150 ميلي گرم مي رسد. از طرفي قسمت اعظم سن زدگي دانه ها توسط سن هاي نسل جديد ايجاد مي شود و بيشترچربي ذخيره شده در بدن سن ها، حاصل تغذيه آنها در اين دوره است. برداشت سريع گندم ضمن ايجاد تلفات در جمعيت پوره هايي كه در مرحله رسيدن گندم كامل نشده اند، كاهش سن زدگي، كاهش وزن سن ها و در نتيجه تلفات بيشتر آنها در

پناهگاه هاي زمستانه را به همراه خواهد داشت. طبق بررسي هايي در منطقه چهار محال و بختياري، در سال هاي اخير سن هاي نسل جديد قبل از رسيدن و برداشت محصول، به سمت پناهگاه هاي تابستانه پرواز مي كنند. در چنين مناطقي، اين روش كارايي لازم را نخواهد داشت.
ــ در رابطه با مقاومت ارقام گندم به سن گندم تـحـقـيـقـات زيادي صورت گرفته است وتفاوت هايي در مقاومت ژنوتيپ هاي بررسي شده در برابر اين آفت يافته اند. ارقام حساس به سن گندم خصوصيات مرفولوژيكي و زراعي مشتركي دارند و اكثرارقام گندم ديم داراي چنين خصوصياتي مي

باشند. معرفي ارقام پر محصول و مقاومي كه با شرايط اقليمي مناطق مختلف كشور سازگار باشند، در كاهش جمعيت سن گندم و افزايش سطح زيان اقتصادي اين آفت موثر است.
ــ استفاده از سموم شيميايي در حال حاضر به عنوان موثرترين روش كنترل سن عموميت دارد. آستانه زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در شرايط ديم و آبي در جدول(1) آمده است. براي تصميم گيري در خصوص ضرورت يا عدم ضرورت سمپاشي، تعيين تراكم جمعيت سن گندم و روش نمونه برداري اهميت زيادي دارد. سمومي كه پس از برآورد دقيق جمعيت آفت و تشخيص ضرورت مبارزه توصيه مي گردد فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، فنتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، تري كلرفون 80% SP (2/1 كيلو درهكتار)، دلتامترين EC 2.5% (300 ميلي ليتر درهكتار) مي باشند. در بين سموم فوق فنيتروتيون غير انتخابي عمل مي كند و انتخابي ترين حشره كش براي كنترل سن مادر و پوره ها تري كلرفن است كه اثرات چندان نامطلوبي روي دشمنان طبيعي ندارد.
سموم پايرتروئيدي مثل دلتامترين براي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم خاصيت دوركنندگي دارند و در م

رحله سن مادر توصيه نمي شوند اما اين سم اثرات كنترل كنندگي خوبي روي پوره ها دارد.
بايد دقت شود كه اگر كاربرد سموم در زمان مناسب از نظر شرايط آب و هوايي صورت نگيرد اثرات لازم را نخواهد داشت و سم پاشي بايد تكرار شود .
به طور كلي حشرات كوچكتر خيلي راحتر توسط يك حشره كش كشته مي شوند , بهترين زمان سم پاشي در سن هاي غلات به خصوص سن گندم وقتي است كه پوره هاي جوان شروع به تفرخ مي كنند . بايد توجه كرد كه سن هاي بالغ زمستان گذران در صورت داشتن تراكم بالا
بايد قبل از جفتگيري كنترل شوند.

جدول 1- سطح زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در مزارع گندم كشور

شرايط مزرعه نرم مبارزه با سن مادر

(تعداد در متر مربع) نرم مبارزه با پوره
(تعداد در متر مربع)
نوع كشت عملكرد
ديم كمتر از 2 تن 1 3-4
بيشتر از 2 تن 3 4-5
آبي كمتر از 3 تن 3 4-5
بيشتر از 3 تن 4-5 6-7
گندم فلات، آزادي، گلستان و نويد 6-7 8-9

به جز سن (E.integriceps ) ساير سن هاي زيان آور غلات، كه در درجه دوم اهميت قرار دارند به شرح زيرمي باشند(شكل 4):

شكل4- برخي از سن هاي زيان آور غلات(Pentatomidae)
سن آئليا (Aelia furcula ) (بالا)، سن ( Carpocoris fuscispinus) (وسط)، سن (Dolycoris sp. ) (پائين).
سن مائورا، سن مغربي Eurygaster maura L.
(Scutelleridae, Heteroptera)
سن مغربي يا سن مائورا تقريبا در سرتاسر نواحي ساحلي شمال ايران ديده شده است كه احتمالا رطوبت و بارندگي يكي از مهم ترين عوامل تعيين كننده انتشار اين آفت است .
اين سن يك نسل در سال دارد و زمستان گذراني آن به صورت حشرات كامل داراي دياپوز در پاي درختان بلوط و درختچه هاي زرشك واقع در ارتفاعات است .

هر چند كه مناطق انتشار اين آفت رو به فزوني است و تراكم جمعيت آن در سال هاي اخير افزايش يافته است، اما هيچ گاه كنترل شيميايي اين سن ضرورتي نيافته است. كارايي بسيار زياد زنبورهاي پارازيتوئيد تخم يكي از مهم ترين دلايل كنترل طبيعي اين سن است.
ميزان پارازيتيسم تخم ها توسط اين زنبورها تا 90 درصد هم مي رسد. اين زنبورها علاوه بر كنترل جمعيت قابل توجهي از آفت، باعث عدم تطابق بين مراحل زيستي اين سن و مراحل فنولوژي گياه مي شوند به طوري كه به هنگام برداشت محصول، حدود 50 درصد جمعيت به صورت پوره ديده مي شود .

مديريت تلفيقي سن مائورا
ــ بسياري از زنبورهاي پارازيتوئيد تخم سن گندم، تخم هاي سن E.maura را نيز پارازيته مي كنند. در بين گونه هاي جمـع آوري و شناسـايي شده T. grandis وT. basalis از اهميت بيشتري برخوردار هــستند . از مگس هاي پارازيتـوئيـد سن گندم چندين گونه شنـاسايي شده است كه در بين آنـها E. lateralis و E. oblonga اهميت بيشتري دارند .
ــ كنترل طبيعي اين سن توسط دشمنان طبيعي آن به خوبي صورت مي گيرد و خسارت اندك جمعيت هاي آن در مناطق آلوده قابل تحمل است و كنترل شيميايي آن ضروري نيست. در صورت انجام سمپاشي هاي بي رويه عليه سن مائورا و انهدام دشمنان طبيعي آن ، اين سن به آفت خطرناكي شبيه سن گندم تبديل خواهد شد.

Dolycoris baccarum L.
(Pentatomidae, Heteroptera)
اين سن در اكثر نقاط كشور فعاليت دارد و علاوه بر گندم و جو، بسياري از گياهان زراعي و درختان ميوه به عنوان ميزبان آن معرفي شده اند. اين گونه از نظر اكولوژيكي داراي دو شيوه زندگي متفاوت است: جمعيتي كه در زيستگاه هاي طبيعي ساكن است و جمعيتي كه به علل اكــولوژيك خــصوصا به هــنگام كــافي نــبودن غذا در زيــســتــگاه هاي طــبيــعي، جابجـا مي شــود و خــســارت هايي به مزارع مختلف و باغ هاي ميوه وارد مي كند. اين سن تا دو نسل در سال دارد و زمستان گذراني آن به صورت حشره كامل است.
اكثر زنبور هاي پارازيتوئيد تخم سن گندم و مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم به عنوان عوامل كاهش دهنده جمعيت اين گونه نيز معرفي شده اند.

Dolycoris penicillatus (Horvath)
(Pentatomidae, Heteroptera)

اين گونه كم و بيش از نقاط مختلف كشور وجود دارد. بر خلاف گونه D.baccarum در زيستگاه هاي طبيعي واقع در ارتفاعات وروي گياهان مرتعي وگندميان ديگر فعاليت دارد و هيچ گاه در مزارع و باغ هاي ميوه خسارت زا نبوده است. اين سن يك نسل در سال دارد و زمستان گذراني آن به صورت حشره كامل است.

Carpocoris fuscispinus (Horvath)
(Pentatomidae, Heteroptera)
اين سن نيز در اكثر نقاط كشور كه سن گندم فعاليت دارد، وجود داشته و از گياهان مختلف خصوصا گندم وجو تغذيه مي كند، اما خسارت آن اقتصادي نيست. اين سن يك تا دو نسل در سال داشته و به صورت حشره كامل زمستان گذراني مي كند. بسياري از دشمنان طبيعي سن گندم از روي اين گونه نيز جمع آوري شده اند.

سن آئليا Aelia furcula Fieb.
(Pentatomidae, Heteroptera)
در بين گونه هاي جنس Aelia ، اهميت اقتصادي Aelia furcula بيشتر است. اين گونه در اكثر نقاطي كه سن گندم فعاليت دارد يافت مي شود. اين سن بر روي گندم ، جو، يولاف و چاودار خسارت زا است و در زيستگاه هاي طبيعي خود در ارتفاعات از گياهان خانواده هاي مختلف نيز تغذيه مي كند.
زمستان گذراني اين سن به صورت حشره كامل است و در بهار به گندم زار هاي ديم و آبي مجاور پناهگاه هاي زمستانه ريزش مي كند و تمايلي به مهاجرت هاي دور دست ندارد. سن آئليا مراحل تكاملي خود را به مدت 5-8 روز ديرتر از سن گندم آغاز مي كند و به پايان مي رساند و بر خلاف سن گندم دياپوز اجباري نداشته و 20 درصد از جمعيت حشرات كامل نسل اول آن، نسل دومي را آغاز مي كنند كه به دليل در دسترس نبودن غذا و مناسب نبودن شرايط جوي، پوره هاي آن در نسل دوم با تلفات شديدي مواجه مي شوند.
Aelia melanota Fieb.

(Pentatomidae, Heteroptera)
اين گونه در اكثر نقاط كشور وجود دارد، اما به نظر مي رسد كه بر خلاف A.furcula در مناطق گرم تر و در مزارع آبي بيشتر يافت شود، خسارت اين گونه اقتصادي نيست. اين سن به صورت حشره كامل زمستان گذراني مي كند و داراي يك نسل در سال است. حشرات كامل نسل اول در صورت مناسب بودن شرايط ممكن است جفت گيري كنند و پوره هاي سن اول و دوم آنها نيز به وجود آيد .

Aelia virgata Klug
(Pentatomidae, Heteroptera)

Aelia acuminata L.
(Pentatomidae, Heteroptera)
اين سن در مناطقي كه A.furcula وجود دارد، ديده شده است، اما تراكم آن بسيار اندك بوده و خسارت آن اقتصادي نيست.

Aelia rostrata Boh.
(Pentatomidae, Heteroptera)
مديريت تلفيقي سن هاي آئليا
ــ كاهش جمعيت دشمنان طبيعي سن هاي آئليا و تخريب مراتع و زيستگاه هاي طبيعي آنها را از عوامل كليدي افزايش جمعيت سن هاي آئليا مي داند.
ــ بسياري از زنبور هاي پارازيتوئيد تخم سن گندم خصوصا Trissolcus grandis تخم هاي اين سن ها را پارازيته مي كنند. علاوه بر اين مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم نيز روي اين سن ها فعاليت مي كنند كه در بين آنها Elomyia lateralis از اهميت بيشتري برخوردار است.

ــ خسارت سن هاي آئليا اقتصادي نبوده و كنترل شيميايي آنها ضروري نيست و سمپاشي هايي كه براي كنترل سن گندم صورت مي گيرد روي آنها نيز موثر است.

راهكار استفاده از گنم سن زده
سن ‌حشره‌اي است كه از گندم تغذيه مي‌كند، اين حشره مهاجم علاوه بر كاهش مستقيم ميزان محصول با تزريق ترشحات بزاقي خود كه حاوي آنزيم‌هاي پروتئاز مي‌باشد باعث تغييرات شديدي در دانه يا آرد حاصل از گندم سن ‌زده مي‌شود. اين تغييرات كاهش گلوتن گندم و ارزش نانوايي آرد را در پي دارد، به گونه‌اي كه خمير حاصل از اين آرد فوق‌العاده سيال و چسبناك مي‌شود كه براي توليد تجاري نان مناسب نيست.
سن گندم ازگرانول هاي ريز نشاسته آندوسپرم دانه بيشتر تغذيه مي كند و ارقام گندمي كه در اندوسپرم دانه خود گرانول درشت نشاسته بيشتري داشته باشند و به هنگام تغذيه سن گندم گرانول ريز كمتري از دست بدهند، مقاوم تر هستند. ‌گندم سن‌زده فقط پروتئاز دارد كه در بسياري از صنايع ازجمله بيسكويت‌سازي مورد استفاده است، از اين رو اگر گندم‌هاي سن زده با درصد بالا براي تهيه نان مناسب نيست مي‌توان با ايجاد ظرفيت ‌سازي سيلو جداگانه اين گندم‌ها را نگهداري و درموارد مناسب مورد استفاده قرارداد. چرا كه سن‌ زدگي گندم فقط روي خاصيت الاستيسته گلوتن ‌اثرگذار است. حشره سن ‌با مكيدن شيره گندم آنزيم پروتاز‌ را در گندم تشكيل مي‌دهد و شبكه گلوتنين ‌آن را خراب مي‌كند اين عمل موجب كاهش ميزان چسبندگي خمير مي‌شود كه براي جبران آن نانوا به ناچار بايد ازنمك بيشتر استفاده كند كه باعث شوري نان مي‌شود.
كشورهاي فرانسه، آلمان، روماني، يوگسلاوي وتركيه نيز با سن ‌زدگي مواجهند و به عنوان مثال آلمان و فرانسه گلوتن صادر و گندم مورد نياز خود را وارد مي كنند ما نيز مي‌توانيم گندم هايي كه مناسب تهيه نان مرغوب نيست به صورت بيسكويت و يا حتي گندم و آرد صادر كنيم و گندمي كه براساس شرايط آب و هوايي ما توليد نمي‌شود وارد كنيم.

در حال حاضر درباره سن ‌گندم مطالب زيادي مطرح مي‌شود اما كار تحقيق علمي در اين زمينه انجام نشده است و در هيچ منبع علمي مشاهده نكرده‌ام كه از اثرات ضد تغذيه‌اي سن و يا بهداشتي آن سخن به ميان آمده باشد.‌
ضد عفوني و مبارزه با آفت سن ‌پس از برداشت گندم سن‌ زده ممكن نيست براين اساس بايد با حشره سن‌ در مزارع مبارزه كرد به اين منظور در دو مرحله بايد مزارع سمپاشي شود.
‌گندم‌هايي كه بيش از 2 درصد سن زدگي دارند صرفا‌ بايد به مصرف خوراك دام برسند

بنابراين توصيه ما اين است كه از واريته‌ها ‌و ارقام مناسب گندم و بذرهاي مرغوب كه گلوتن و پروتئين مناسب دارند استفاده شود و از معرفي و مصرف بذرهايي كه افزايش توليد دارند ولي كيفيت بسيار پائيني دارند مانند ارقام فرانسوي به شدت خودداري شود.
با جداسازي گندم‌هاي سن زده به منظور استفاده‌هاي خاص همچون بيسكويت‌سازي مي توان گندمي را كه بيش از 2 درصد سن زدگي دارد، قابل مصرف براي تهيه نان نيست را تحويل بگيريم و جداگانه نگهداري كنيم.
علاوه بر مقابله با سن‌زدگي به روش‌هاي مختلف تا 5 درصد سن‌زدگي را مي توان با مخلوط كردن گندم سن زده با سالم درصدآن را كاهش داد.
پخت نان مرغوب با آرد سن ‌زده به روش علمي :‌ با گندمي كه 3 تا 5 درصد سن‌زدگي دارد نان مسطح و 1 تا 2 درصد نان حجيم مي توان توليد كرد و سن زدگي بيش از اين مقدارها به كيفيت نان صدمه مي‌زند.
با توجه به محدوديت‌هاي مبارزه با سن براي استفاده از آرد گندم‌هاي سن‌زده مي‌توان با اصلاح پروتئاز نان مناسب تهيه كرد، يكي از اين روش‌ها تزريق بخار به داخل گندم است كه اين شيوه هم اكنون درتركيه مورد استفاده مي‌باشد.
شيوه‌هاي ديگر به كارگيري از اين آردها استفاده در كارخانجات بيسكويت‌سازي و يا تهيه نان قاق مي‌باشد.
البته با روش‌هايي مي‌توان درنانوايي از اين آردها نان مناسب تهيه كرد به عنوان نمونه اكنون در دانشگاه فردوسي با استفاده از ترش لاكتيك (خميرترشي كه با نمك 7 درصد تهيه شده سپس

آرد به آن اضافه شود) مقدار آرد دو برابر مصرف خمير ترش روزانه مي باشد تا خمير سفتي بدست آيد ، در روش به هيچ عنوان از خمير مايه براي تهيه اين خمير ترش نبايد استفاده كرد چرا كه خمير مايه موجب تخمير الكلي مي شود . خمير تهيه شده به اين روش را به مدت 48 ساعت در حرارت معمولي نگهداري مي شود . تا قدرت اسيدي يا بازي PH آن به حدود 34 برسد. در اين روش ميزان PH هيچ نوع ميكروب بيماري زاي ديگر نتنها رشد نمي كند بلكه از بين هم مي رود و فقط ميكروب هاي توليد كنند اسيد ( لاكتيك يا لاكتوباسيلوس ها ) رشد مي كنند.
پس از دوره تخمير لايه سفتي بر روي خميرترش باقي مي‌ماند كه بايد كنار زده شود و مصرف روزا

نه خميرترش حدود 4 تا 5 درصد آرد مصرفي مي‌باشد. براي استفاده از اين خميرترش، آن را در داخل آب حل كرده سپس معادل آن آرد و نمك اضافه كرده تا در 24 ساعت بعد آماده استفاده شود، اين كار هر روز بايد تكرار شود تا خميرترش روز بعد آماده شود. و در زمان توليد خمير حتما از خميرمايه نيز استفاده شود.
درباره فوايد اين روش مي توان گفت : زماني كه با اين روش خمير تهيه شد PH خمير پس از 2 تا 3 ساعت به حدود 5 مي رسد، در اين شرايط آنزيم هاي مفيدي همچون ( ميلاز و فيتاز ) ما فعال مي شود ولي آنزيم پروتئاز كه نتيجه نيش سن مي باشد غير فعال مي شود و اين عمل باعث تشكيل شبكه گلوتني مي شود . در نتيجه نان با كيفيت مناسبي توليد مي شود كه علاوه بر اين نان توليدي به اين روش داراي خواص ضد قارچي و ضد سرطاني مي باشد.

راست بالان زيان آور گندم

تا كنون چندين گونه ملخ كه ميزبان آنها گندم ذكرگرديده است، شناسايي شده اند. در بين اين ملخ ها گونه هاي زيرحائز اهميت مي باشند(شكل 5):

ملخ مراكشي Dociostaurus maroccanus (Thunb.) (Acrididae, Orthoptera)
گياهان زراعي مختلف خصوصا غلات به عنوان ميزبان آن ذكر شده است و بيشتر از ساير ملخ هاي بومي ايران كه ميزبان آنها گندم و جو ذكر شده است، خسارت زا است.
اين ملخ در خاك هاي رسي سفت و عاري از پوشش گياهي تخم ريزي مي كند و قسمتي از تابستان، پائيز و زمستان (حدود 9 ماه از سال) را به صورت تخم سپري مي كند و يك نسل در سال دارد. خاك نرم و پوشش گياهي انبوه از تخم گذاري، افزايش جمعيت و تبديل حالت انفرادي به گله اي آن جلوگيري مي كند.

ملخ صحرايي Schistocerca gregaria (Forsk.) (Acrididae, Orthoptera)
كانون هاي دائمي اين ملخ در افريقا، عربستان، هندوستان و پاكستان قرار دارد و تحت شرايط خاصي از فاز انفرادي به فاز گله اي تبديل شده و به مناطق ديگر از جمله ايران حمله مي كنند. اين ملخ دامنه ميزباني وسيعي داشته و گندم و جو نيز از گياهان ميزبان آن به شمار مي آيد.

اين ملخ در سال هايي كه حالت گله اي آن به ايران حمله كرده است تا دو نسل در سال ايجاد كرده است. درسال هاي اخير شاهد حمله دسته هاي مهاجر اين ملخ به ايران نبوده ايم. فاز انفرادي اين آفت در صورت مساعد بودن شرايط محيطي افزايش جمعيت داده و به زراعت هاي هم جوار محل زيست خود خسارت وارد مي سازند .

ملخ آسيايي Locusta migratoria L. (Acrididae, Orthoptera)

فاز انفرادي اين ملخ در اكثر نقاط وجود دارد و گندم و جو نيز به عنوان ميزبان هاي اين ملخ چند ميزبانه ذكر شده است. زمستان گذراني اين ملخ به صورت تخم است و در شرايط آب وهوايي گرم تا 3 نسل در سال ايجاد مي كند.
برخي ديگر از ملخ هاي بومي در ايران وجود دارند كه گندم و جو ميزبان آنها ذكر شده است و در برخي سال ها خسارت هاي قابل توجهي به غلات وارد مي كنند. اسامي علمي مهم ترين آنها به شرح زير مي باشد:

Dociostaurus crassiusculus (Pantel) (Acrididae, Orthoptera)

Dociostaurus hauensteini Bolivar (Acrididae, Orthoptera)

Ramburiella turcomana (F.W.) (Acrididae, Orthoptera)

Calliptamus barbarus غير مجاز مي باشدta (Acrididae, Orthoptera)

Calliptamus turanicus (L.) (Acrididae, Orthoptera)

Oediopoda miniata (Pall) (Acrididae, Orthoptera)

Ailopus talassinus (Acrididae, Orthoptera)

Pyrgodera armata (F.W.) (Acrididae, Orthoptera)

Tettigonia viridissma (L.) (Tettigonidae, Orthoptera)

Decticus albifrons (F) (Tettigonidae, Orthoptera)

شكل 5- مهم ترين ملخ هاي زيان آور غلات
ملخ آسيايي(Locusta migratoria ) (بالا)
ملخ صحرايي(Schistocerca gregaria ) (پائين)

مديريت تلفيقي ملخ هاي زيان آور گندم
 گونه از سوسك هاي جنس Meloe و چند گونه از سوسك هاي جنس Mylabris ديده شده اند كه از تخم ملخ ها تغذيه مي كنند. زنبورScelio flavibabis M. از پارازيتوئيد هاي مهم تخم ملخ ها به شمار مي آيد و گونه هايي از مگس هاي Tachinidae نيز گزارش شده اند كه پارازيتوئيد پوره ها و حشرات كامل ملخ ها هستند.
ــ ملخ مراكشي زمين هاي عاري از پوشش گياهي و خاك سخت و كوبيده شده را براي تخم گذاري انتخاب مي كند و چراي بي رويه دام در مراتع باعث از بين رفتن پوشش گياهي و كوبيده شدن زمين مي شود و نقاط مناسبي را براي به وجود آمدن حالت گله اي ملخ فراهم مي كند.
كشت زمين هاي لخت و بالا بردن ميزان پوشش گياهي در مناطق زيست ملخ مراكشي، در جلوگيري از افزايش جمعيت آن موثر است.
ـــ در مديريت تلفيقي ملخ هاي بومي زيان آور شناسايي كانون ها و مناطق نشو و نماي اين ملخ ها اهميت فراواني دارد.
براي كنترل شيميايي ملخ هاي زيان آور، سموم فني

روتيون ULV 96% ( 4/0- 5/0 كيلودر هكتار)، مالاتيون ULV 96% (7/0- 5/1 كيلو در هكتار)، فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار) و ديفلوبنزورون ULV 95% (300 ميلي ليتر در هكتار) و طعمه مسموم ( ليندين WP 25% + 100 كيلو سبوس گندم ، برنج يا ذرت+ آب به اندازه مرطوب شدن) به مقدار 25-50 كيلو گرم در هكتار به محض خروج پوره ها تا زمان ظهور ملخ هاي كامل، مورد استفاده قرار مي گيرند.


براي دريافت اينجا كليك كنيد


بازدید : | ۴ اسفند ۱۳۹۵ | نظرات (0) | ادامه مطلب ...

مقاله مروري بر روش هاي تصفيه پساب حاصل از صنايع تخمير نيشكر براي توليد اتانول


براي دريافت اينجا كليك كنيد

مقاله مروري بر روش هاي تصفيه پساب حاصل از صنايع تخمير نيشكر براي توليد اتانول داراي 8 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله مروري بر روش هاي تصفيه پساب حاصل از صنايع تخمير نيشكر براي توليد اتانول كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله مروري بر روش هاي تصفيه پساب حاصل از صنايع تخمير نيشكر براي توليد اتانول،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله مروري بر روش هاي تصفيه پساب حاصل از صنايع تخمير نيشكر براي توليد اتانول :

سال انتشار: 1393
محل انتشار: كنفرانس ملي علوم و مهندسي محيط زيست
تعداد صفحات: 8
چكيده:
ويناس يا ملاس ماده اي است آلي كه از پساب حاصل از تخمير نيشكر براي توليد اتانول به دست مي آيد و به نسبت مقداراتانول توليد شده، حجم زيادي از ويناس توليد مي شود. ويناس حاوي مقادير BOD, COD و نيز پتاسيم، سولفور و فسفات بالااست. همچنين تركيباتي با وزن مولكولي پايين مانند اسيد لاكتيك، گليسرول، اتانول و اسيد استيك را دارد. رها كردن اينفاضلاب در محيط يك اختلال جدي در اكوسيستم طبيعي به وجود مي آورد و مي تواند مشكلات زيست محيطي قابل توجهيمثل نوتريفيكاسيون يا كاهش نفوذ نور خورشيد در آب هاي طبيعي را ايجاد كند.هضم بي هوازي يك روش قابل توجه تصفيهي فاضلاب است كه در آن هم كنترل آلودگي و هم بازيافت انرژي مي توانند قابل دسترسي باشند.كه براي اين ماده به كارگرفته شده است، و در اين مقاله به ان پرداخته شده است.


براي دريافت اينجا كليك كنيد


بازدید : | ۴ اسفند ۱۳۹۵ | نظرات (0) | ادامه مطلب ...

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان